واقعیتی دور از تصور
واقعیتی دور از تصور
مظلومیت حضرت فاطمه زهرا (س) و شهداء هشت سال جنگ تحمیلی در جنوب کشور
علی رغم سالها و دفعات قبل که با کاروان راهیان نور عازم دیدار از مناطق جنگی بودم، امسال همراه با خانواده شهر خود را به قصد تجدید دیدار و عهد و پیمان با شهداء هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس به سمت جنوب کشور ترک نمودم . سفر طولانی و پر از خاطره و ... بود بخصوص اینکه با وسیله شخصی خودمان می رفتیم .
شبها در شهرهای مختلف در کمپ مهمانان نوروزی و یا در چادر شخصی خودمان کنار پارکی اتراق می کردیم. و گاهی هم شاهد مسائل تاسف باری می شدیم . از جمله این مسائل که در سه چهار روز پایانی به طور غیر منتظره اتفاق افتاد و باعث رنجش دل هر مسلمان می شد آن هم در ایام فاطمیه (س) ، این بود مثلاً:
در داخل یکی از شهرها که همراه با خانواده در حال گشت و گذار بودیم، رفتارها و قیاقه های عجیب و زننده بدجوری جلب توجه می کرد، به طرز عجیبی از هر صد نفر جوان به جرات می توان گفت که 50 نفرشان متاسفانه پوشش نامناسب داشته و زیر ابروان خود را کاملاً برداشته و سرخود را نیز در مدلهای چندش آوری و بقول پسرم تاج خروسی اصلاح کرده و حتی جای دو سه تیغ گوشه ابرو و سر به صورت خطوط مورب داشتند و همچنین بعضاً نوشته هایی نیز روی موهای کم پشت آنها با اصلاح حک شده بود! . با دیدن این اوضاع بدجوری دلم گرفت . چندشم می گرفت.... جنوب کشور؟اهواز؟! آبادان؟! خرمشهر؟! شوش؟! ..کرمانشاه و ....
هر چقدر از جنوب کشور دور شده و به منطقه خودمان نزدیک می شدیم این مسائل کم رنگتر می شد اما.... وای.... چه می توان گفت جز بیان کلماتی که حاکی از تاثر و تاسف درونی بود . در ابتدا تصورمان این بود که شاید چند جوان اغفال شده خود را به این شکل در آورده اند اما با گذشت زمان و وارد شدن به داخل شهرهای مختلف متاسفانه این فاجعه بیشتر به چشم می خورد. صدای موسیقی و آواز و آهنگ های عربی از مغازه ها، ماشین ها، اماکن عمومی و ... شنیده می شد آن هم با بیس و نهایت ولوم در بلندگوهای ماشین ها و .... . شب یازدهم فروردین بود که در کنار پارکی نزدیک به جاده اهواز از سمت آبادان اتراق کردیم تا شاید در آرامش شامی صرف کنیم اما متاسفانه صدای پارتی خیابانی ورقص و پایکوبی شبانه و .... چند خانواده که خودروهای در مسیر نیز با دیدن آنها توقف نموده و به جمع آنان می پیوستند حال و اوضاع ما مسافران را به هم زده و در تحیر و تعجب غرق می کرد. مگر این ایام ایام عزاداری و حرمت نگه داشتن به حضرت فاطمه زهرا (س) نیست؟ مگر وظیفه همگان در خصوص زنده نگه داشتن ایام فاطمیه بارها و بارها یادآوری نشده است ؟ روز سوم جمادی الثانیه روز شهادت حضرت فاطمه زهرا بود . مگر ما شیعه نیستیم . مگرنه اینست که حرمت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا باید حفظ شود. مگر این اوضاع نامناسب با جامعه اسلامی ما و ارزشهای معنوی این امت اسلامی، تناسبی دارد؟ آیا .... . چرا باید در مقابل اینگونه حرکات و بی حرمتی ها سکوت اختیار کنیم و بی تفاوت باشیم . با پیشنهاد یکی از همراهان، جمع موافقت کردند که با پلیس 110 تماس بگیرند . با تماس انجام گرفته و اعلام شماره خودرو که بانی این حرکت در آن پارک بود متاسفانه هنوز نزدیک به یک ساعتی که آنجا بودیم هیچ نیرویی از پلیس را مشاهده نکردیم و با تاسف فراوان مسیر را به مقصد اهواز ادامه دادیم . و در روزهای آتی نیز متاسفانه باز شاهد اینگونه حرکات زننده را بودیم .
به امید روزی که حضرت قائم ظهور بفرمایند
الهم عجل لولیک الفرج