پس لرزه

 پس لرزه:

به هر حال حدود سه ماه از قضیه شب محشر می گذرد اما هنوز که هنوز است پس لرزه های آن گریبانگیرمون بوده و لیاقت و کارآیی بعضی هارو نمایان می سازد.

قضیه از این قرار هست که هر ماه ما سهمیه بلیط دعوتی سینما را داریم که براساس تعداد مراجعه کننده های واحدها تعدادی ازآنها مثلا از 5 قطعه بلیط گرفته تا 20-25 و .... .

ادامه نوشته

توپ گلف  زندگی

پروفسور  فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان  خود روی میز گذاشت

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت  و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.


 

ادامه نوشته

روابط تلخ

چه تلخ است روابطمان این روزها که چیزی نیست جز حسابگری

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر :

ادامه نوشته

اداره جالب یک دوست

 اداره جالب یک دوست

 

بعد از مدتها دو تا از دوستامو تو پارک دیدم . بعد از احوالپرسی و چاق سلامتی  از هر دری صحبت به میون اومد و هر کدوم از ما با حرص و ولع پای صحبت اون یکی بودیم که داشت توضیح می داد.  در این میان گریزی هم زدیم به ادارت مان و اینکه حقوقمون چقده هست و شرایط کاریمون چه جوریه و .... . وقتی نوبت به یکی از دوستامون رسید با تاسف تمام و ناراحتی شروع کرد به توضیح دادن . اینکه : 

ادامه نوشته

شب محشر

شب محشر

 

ازدحام زیادی بود. سالن گنجایش 400 نفر را داشت اما حداقل 150 نفر هم

سرپا بودند و در سالن، محیط بیرونی و حتی حیاط تالار حضور داشتند.

جالب بود که جشنواره سراسری اینچنین جمعیتی را در خود ندیده بود .  

 

ادامه نوشته

دلتنگتم

 

ازم پرسیدی : مامان تو دنیا بیشتر از همه کی رو دوست داری؟

جواب دادم: تورو  عزیز دل ماما.  همیشه پیشم بمون. دلتنگتم گلم

 

یک حقیقت

وقتی یک نفر خیلی می‌خندد،حتی برای چیزهای

احمقانه و پیش پا افتاده، بدانید او از درون عمیقا

غمگین است.

ادامه نوشته

کو ؟ کجاست؟

 

 

شیشه نازک احساس مرا دست نزن !


چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!!


آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …


کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی:

درحالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما درطول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود.

 علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها- براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي عاشقانه به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. بيشتر اوقات ويژگي هاي فردي باعث اختلاف مي شوند و گاهي هيچ کدام از طرفين حاضر نيست که به خاطر حفظ بنيان خانواده خود را تغيير بدهد، پس داستان ادامه پيدا مي کند و منجر به کشته شدن عشق شده و جدايي به دنبال دارد. ويژگي هاي فردي که در امر زناشويي نقش منفي دارند درمطلب زيرکه برگرفته از سايت تبيان مي باشد، آمده است.

ادامه نوشته

دروغ و زندگی یک دوست

 

دلیل اصلی دروغ گویی:

میگه ماموریتم. حال آنکه مرخصی گرفته و اداره رو ترک کرده(همکاراش میگن) . زنگ می زنم به تلفن همراهش جواب نمی ده. چند بار زنگ می زنم  این بار خاموشه . (یعنی مزاحمت ایجاد نکن). زمان به سختی می گذرد. شب می رسه ساعت حدودای نزدیک یازده اینا. بعد از افطار با بچه ها میرم خونه مامانم . جایی غیر از اونجارو ندارم. کجا برم؟ فقط و فقط خونه مامانم . اونم سر پایی . یه نیم ساعتی یا یه ساعتی می شینیم  بلند میشم با بچه ها بر می گردم خونه . خونه مامان بودم که گوشیم زنگ می خوره . از خونه مون هست . ....

ادامه نوشته

مهر پدری

 

مهر پدری

ادامه نوشته