وقتی یک نفر خیلی می‌خندد،حتی برای چیزهای

 احمقانه و پیش پا افتاده، بدانید او از درون عمیقا

 غمگین است.

اگر یک نفر خیلی می‌خوابد، بدانید که تنهاست.
اگر یک نفر کم حرف می‌زند و وقتی هم... که حرف می‌زند سریع حرفش را

می‌گوید و بعد دوباره سکوت می‌کند، بدانید که رازی در سینه دارد.

وقتی یک نفر نمی‌تواند گریه کند، بدانید ضعیف است.

وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و با حجم زیاد غذا می‌خورد، بدانید که

تحت تنش قرار دارد.

وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه می‌کند، یعنی رقیق القلب و معصوم است.

وقتی یک نفر سریع به خاطر چیزهای کوچک عصبانی می‌شود، یعنی درگیر

عشق است

 *********************

گاه بی تاب و بی قرار می شم... دست و دلم به هیچ کاری نمیره ... بی خود

و بی جهت غم به دلم می شینه... حوصله هیچ کاری ندارم... فکر می کنم

باید چیکار کنم ؟! اصولا آدم باید چیکار کنه توی زندگی ؟! اصلا یه هو بی هیچ

دلیلی گم می کنم فلسفه زندگی رو ... بعد هی دوباره دنبالش می گردم...

خسته می شم... دلم می خواد گریه کنم... دلم می خواد بنویسم... از

آسمون ٬ از ماه ٬ از ستاره ها ... از محبت ٬ از نوازش ٬ از مهربونی ٬ از

عشق ... از وقتی بارون میاد ... از وقتی دلم تنگ میشه ... از وقتی برگها

می ریزند ... از وقتی توی جاده چشم به افق می دوزم... از وقتی خوابت رو

می بینم...

بعضی وقتها دلم می خواد گم و گور بشم... ستاره سهیل بشم... برم توی

آسمونها گم بشم... پیدا نشم...