شیفتگان امام حسین (ع)

عشق به امام حسین(ع)

این حسین کیست که عالم، همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی است که جانها، همه پروانه ی اوست

ماه محرم الحرام از راه رسیده است، عاشقان و شیفتگان امام حسین (ع)  با به تن کردن لباس سیاه و حضور در مساجد و زدن تکایا و ... در محله ها، همچون سالهای قبل آماده نشان دادن ارادت و عشق خود به خاندان پیامبر اکرم (ص) هستند. آنها ایام  دهه محرم الحرام را به نام می شناسند و نوای «یا حسین» را با جان و دل سر می دهند. و در نوحه و عزا داریهای خود به عظمت حماسه امام حسین (ع) و 72 تن از یارانشان اشاره می کنند و از نهضت حسینی و مبارزات ظلم ستیزی آنان  که تاریخ اسلام را مزین نموده است، نوحه سر می دهند. عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب محمدی که نقش حیاتى در استحکام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ایفا کرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و مکان خاصی محصور نمانده است، بلکه همواره الهام بخش تشیع در حرکتها و قیام ها در برابر کانون هاى ظلم و کفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود، تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب کرده، و الهام‏بخش بسیارى از نهضت‏هاى حقّ علیه باطل بوده است.. حماسه‌ي عاشورا  نشان آرمان گرايي بزرگ زناني است كه در سرزمین نينوا پرده از حیله و نیرنگ ظالمان برداشت  و دنیا در حیرت آن به نظاره نشست.

گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند.
مروری بر صفحات تاریخ نشان می‌دهد جنایت و كشتارهای فجیع انسانی در طول تاریخ كم نبوده‌اند، اما بسیاری از آنها در لابه‌لای تاریخ دفن شده‌اند و آنهایی هم كه گاه بیان می‌شوند یا برای زنده نگهداشتن‌شان یادبودی ساخته شده، هیچكدام جریان‌ساز و تحول‌آفرین نیستند، حتی كشتارهای گسترده در همین زمان‌های نزدیك خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.
اما دهه ی محرم 61 هجری و تاسوعا و عاشورای خونین آن سال هرگز از یادها نمی رود و هنوز هم که هنوز است مسلماً بسیاری از شما عزیزان در هر شهر و محله ای كه در آن زندگی می‌كنید هیات و دسته‌ای دارید و در ایام محرم خصوصا در تاسوعا و عاشورا برای گریستن بر مظلومیت آقا اباعبدالله و تدبر و تفكر در چیستی و چرایی حركتش راهی تكیه و حسینیه ای می‌شوید. مگر راز زنده ماندن رشادت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعا و همینطور قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا كه یك نیم‌روز بیشتر به‌طول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن همچنان تحول‌آفرین و انسان‌ساز است؟   روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده كه عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار كربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور كنند كه آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت كربلا را برپا می كنند در حالیكه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا كردند. تاسوعا روزی است كه حسین(ع) و یارانش در كربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یكی از حوادثی كه در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود كه شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل (ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد. در چنین روزی بود كه به دستور عبیدالله بن زیاد، لشكر مجهزی از كوفه وارد كربلا شد و در عصر روز تاسوعا بود که حضرت اباعبدالله(ع) برای یاران خود خطابه ای خواندند و بیعت خود را از آنان برداشتند و سفارش كردند تا از تاریكی شب استفاده كرده و صحنه كربلا را ترک كنند و جان خود را نجات دهند و بدینصوررت فرصتی فراهم آوردند تا هر كس می‌خواهد از ایشان جدا شود و به نقطه‌ای امن برود كه البته عده‌ای هم چنین كردند ولی آنها كه ماندند اعلام وفاداری و حمایت خود را تا پای جان اعلام كردند و برای همیشه ی تاریخ ماندگار شدند . بنابراین حادثه عاشورا یك انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت بوده است و همه كسانی که در این واقعه شركت كردند از سرانجام خود آگاهی داشتند و به‌صورت اتفاقی و از سر غفلت آنجا نیامده بودند . ویژگی مهم دیگر حادثه عاشورا، تلفیق شگفت‌انگیز و شورآفرین مظلومیت با عزت و اقتدار است.
 جمعیتی اندك با ابزارآلات محدود جنگی در مقابل لشکری کاملا مجهز و ستیزه جو؛ در محاصره آب و عطش، اما از هیچ‌كدام ذره‌ای سستی، ترس و پشیمانی از این حضور نه دیده شد و نه شنیده .

در حالات سالار شهیدان آمده است كه هر چه به ظهر عاشورا نزدیك‌تر می‌شدند چهره ایشان برافروخته‌ترمی‌شد و آخرین اذكار ایشان خطاب به پروردگار اظهار رضایت و تسلیم در برابر خواست الهی بوده است.  در مورد حضرت زینب(س) نیز این جمله قطعی است كه بعد از حادثه عاشورا در برابر طعن یزید فرمود:
"ما رأیت الا جمیلا". و شعار عاشورائیان در روز كربلا "هیهات من الذله" بود

از دیگر خصوصیات حادثه عاشورا تركیب جمعیتی حاضر در آن واقعه است، از طفل شش ماهه تا پیرمرد 90 ساله و از دختر 3 ساله تا جوانان و زنان میانسال، از غلام سیاه تا صاحبان مقام و ثروت و از مسیحی تا مسلمان، این جمعیت به ظاهر ناهمگن و نامتجانس در عین حال پیوندی عمیق و ناگسستنی با یكدیگر داشتند؛، پیوندی كه آنها را تا آخرین لحظه در اوج عزت و احترام گرد هم جمع كرده بود، آنها كه شهید می‌شدند تا آخرین نفس به یاد بازماندگان بودند و بازماندگان در آرزوی پیوستن به شهدا، نقطه كانونی و محور پیوند این جمع كسی نبود جز حسین بن علی(ع). و اما آخرین و شاید اولین و مهم‌ترین راز ماندگاری عاشورا را در الهی و خدایی بودن این قیام باید جست . در حادثه عاشورا هیچ معیاری جز رضایت خداوند و انجام تكلیف الهی موضوعیت نداشت ، عاشورا نمایشگاهى بود كه در آن ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شد ، واقعه ی عاشورا برای زنده نگه داشتن دین پیامبر اسلام(ص) و الگو قرار دادن راه و رسم آزادگی به بار نشست. شهادت مظلومانه سید الشهداء  و یارانش در کربلا، تاثیری بیدارگر و حرکت آفرین داشت، و امتدادهای آن حماسه ی بزرگ در طول تاریخ، جاودانه ماند تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى كنند، و در هر جامعه ‏اى كه شرائط ظالمانه ی زمان امام حسین(ع) را پیدا كرد قیام حسینى به راه افتد.
چون امام‏ حسین(ع) دیگر مختص به یك زمان و مكان خاص نیست و براى همیشه تاریخ است و چون روحى در كالبد اجتماع بشری همچنان حضور دارد. واقعه جانگداز عاشورا همه را سرگشته و حیران خود كرده ، فریاد از این همه ماتم و عزا، عجیب حكایتی است مصائب عاشورا.  عاشورا كه می‌رسد، دل‌های شیعیانش در آتش عشق حسین(ع) می‌سوزد، هر عاشقی كه واقعه عاشقانه عاشورا را خوانده باشد، به راز و رمز آن پی می برد، دل از این عاشقی بر نمی‌كند و هر عاشورا عاشق‌تر هم می‌شود و راه ادامه عاشقی، سرگشتگی و حیرانی در پیمان با حسین (ع) و سرنهادن و جان دادن بر سر پیمان با ابا عبدا... است،  چراکه حسین (ع) تا ابد ماندگار است و راز و رمز ماندگاری شیعه هم در ماندگاری عشق به حسین (ع) است. دل شیعه باید همواره در آتش عشق حسین(ع) خانه كند و این عشق باید زیبا بماند . دل دادن به شوق وصال حسین(ع) و ویران شدن وجود آدمی در غم آن نازنین شقایق هستی، چون حسین زیباست و راه و رسمش ستودنیست . و اكنون كه تاسوعا و عاشورایی دگر در راه است، تشنگی ما فزونی می‌یابد عطش عشق به حسین(ع) و ارادتمندی به ابوالفضل العباس(ع) در جانمان آتش می‌گیرد و می‌سوزد . این سوز دل با همین عطش  و لبیک با حسین (ع)سیراب می‌شود ،  چراکه لبیك به حسین(ع) و درک رسالت او، پیمان با همه خوبی‌هاست.(1)

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت به شرح ذیل  جاویدان می دانند.
        روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

 التماس دعا

1ـ مروری بر سایت آوینی

18/8/92

هنوز ماجرای شکستگی

ادامه ماجرای شکستگی کتف

حدود سه هفته ای میشه که کتف پسرم از دو ناحیه و استخوان ترقوه اش شکسته و در طول این مدت پروسه درمانی متفاوتی را طی نموده ایم و به توصیه ها و پیشنهادهای خیلی ها جامه عمل پوشاندیم . مرحله اول با مراجعه به بیمارستان عارفیان شروع شد که دو تا از اساتید پسرم بعد از حادثه ایشان را جهت رادیولوژی به آنجا برده بودن و متاسفانه قسمت رادیولوژی تعطیل بود به جهت نقص دستگاه و ... لذا مستقیما به شکسته بند برده بودند و اولین شب با بستن شکسته بند و با هزاران آه و ناله پسرم شب را به صبح رساند . فردای آن روز عکس رادیولوژی کتف ایشان رو تهیه کرده و مجددا پیش شکسته بند بردیم و با پرداخت هزینه دست مزد و ... حدود 60 هزارتومان برگشتیم اما درد امانش را بردیده بود . لذا منتظر ماندیم تا شنبه بشه و مجددا پیش دکتری در عارفیان بردیم . نگاهی به عکس انداخت و گفت : خب شکسته بند بسته دیگه . بره استراحت کنه . و کدیین و ایبوپروفن و ... نوشته و راهیمان کرد . دو دل بودیم و خود من احساس می کردم یه جورایی مسئله درست نیست و اینکه هنوز استخوان به هم مچ نشده و اینو دکتر می بینه اما با اینحال میگه مهم نیس بره خوب میشه . لذا با توصیه دوستان و آشنایان به فوق تخصص اورتوپد دست  خیابان مدنی و بالاتر از خیام شمالی بردیم . بعد از پرداخت 15000 حق ویزیت با دفترچه داخل شدیم اما در اتاقک کوچکی منتظر ماندیم و دستیار دکتر عکس را به دکتر نشان داده و اومد گفت که : خانم باید این پانسمان قبلی را باز کنیم و دوباره ببندیم برید این وسایل رو تهیه کنید که حدود 60-70 هزار تومان میشه و 100 هزار تومان هم دست مزد خواهم گرفت و قیچی بزرگی را برداشت تا باندپیچی را ببرد که احساس کردم یه چیزی اینجا درست نیست . در همین فکر بودم که دکتر وارد اون اتاقک کوچک شد و گفت خب اینو که شکسته بند بسته و خوب هم بسته . پس بزارید بمونه تا یکی دوماه . اما دستیار همچنان پافشاری در باز کردن باند بود  که دکتر ادامه داد : خودت می دونی ببین چیکارش می کنی  .  در عجب بودم که بستن کتف پسرم اونم با وسایلی که بنده تهیه خواهم نمود 100 هزارتومان دست مزد خواهد گرفت؟؟!! گفتم اجازه بدین با پدرش صحبت کنم بعد . وقتی با پدر بچه ها صحبت کردم ایشون هم همین را گفتند و...   . به هر حال برای دو کلمه  حقی پرداخت نمودیم و بیرون اومدیم . بعد از ظهر فردا، مطب دکتر  . میر.....  در خ  ارشاد مراجعه نمودم اما دکتر مربوطه ارتوپد پا بودند و کمک آنچنانی برامون نشد . لذا دو سه  روز منتظر ماندیم و با تهیه حدود 15000 تومان وسایل مورد نیاز از جمله چسب پارچه ای، پارچه متقال، سقز پنج بسته و ... در زمان مقرر مجددا پیش شکسته بند ف.ص ی ح  رفتیم  و ایشان هم بعد از بانداژ نمودن 50000 تومان ازمون گرفت و گفتند که هنوز به خاطر اساتید پسرم برامون تخفیف قائل شدن.به هر حال با این پروسه تا اینجا 15 روزی از شکستگی کتف پسرم می گذشت که یکی از همکارام درخصوص حال پسرم جویا شد و گفت که کاش پیش دکتر فوق تخصص .... می بردیش چون پسر من هم کتفش شکسته بود و دکتر خودش با نظارت خودش بصورت میلیمتری روی کتف پسرم کار کرد و الان کاملا بهبود یافته . با این توصیف با رابط قراردادن یکی از دوستان که در بیمارستان امام خمینی کار می کنند نوبتی را گرفتیم و چهارشنبه هفته قبل بردیم پیش این دکتر میلیمیتری.  دکتر نگاهی به عکس کتف پسرم انداخت و گفت که بدید اونجا اون آقا ببنده . بخدا در حیرت و بهت بودم که این دکتر میلیمتری چطور اینگونه بی خیال این شکستگی وحشتناک پسرم هست .آیا خون پسر همکار من رنگین تر و عزیز تر از یک انسان دیگر و پسر من بوده است؟ آیا باید سرشناس باشی تا دکتر برات با چشم یک انسان نگاه کند و به وظیفه انسانی خود دقیق و درست عمل نماید. دستیار کتف پسرم را به صورت ایت  انگلیسی بست و .... اونم چه بستنی انگار یه پیرهن شل تنش کرده باشن . حیف از این عنوان دکتری که بعضیا یدک می کشن و وظیفه و قسم انسانی خودشون رو فراموش کردن .  داشتم به این فکر می کردم که : پسرم بکش . این درد و زجر و ناله را سر ده و بکش که سهم ما از این زمانه همین هست و بس.

نه اسم و رسم داریم . نه سَرو سِر  . بکش پسرم. بکش درد و رنج و ناله زمانه را. بکش. بکش . بکش

 

من و ماجرای تعاونی اعتبار ثامن........

من و ماجرای تعاونی اعتبار ثامن........

چهارشنبه هفته قبل بود که برا فسخ قرارداد یکساله مبلغ موجودی خودم در یکی از تعاوی های اعتباری ثامن ...  حدود ساعت 11:45 مراجعه کردم و از آنجایی که روی پاکت قرار داد تاریخ 3/8 را یاد داشت کرده بودم مطمئن بودم که باید یکی دو روز دیرتر از این تاریخ جهت دریافت مبلغ و یا فسخ قرارداد باید مراجعه نمایم . چون حدود یک سال قبل نیز یک روز دیرتر از تاریخ افتتاح مراجعه نمودم جهت فسخ قرارداد، کارمند باجه گفتند که خانم چه خبره حداقل بزار 24 ساعت بگذرد از موعد مقرر. هرچند باز تقریبا 24 ساعت گذشته بود اما خب طبق معمول کسی برنده هست که ریش و قیچی دست اون باشد. به هر حال با رویت قراردادم مطمئن شدم که قرارداد 3/8 افتتاح و قابل فسخ هست با اینحال بنده تاریخ8/8 مراجعه نمودم تا شاید بهانه ای نباشد . بعد از شماره گرفتن از دستگاه ، و دقایقی منتظر ماندن شماره موجود در دست بنده خوانده شد و من در صندلی مقابل پیشخوان شماره یک جای گرفتم و قرار داد را به کارمند پشت پیشخوان دادم و خواستم که موجودی بنده را که حدود یک میلیون تومان بود به حساب روز شمار بنده انتقال دهند و کارمند حاضر بدون سوال جواب شروع به انجام عملیات نموده و دقایقی بعد دفترچه حسابم را که تغییراتی در آن داده شده بود به دستم دادند و اعلام اتمام کار را نمودند. اما با دقتی که در مبلغ محاسبه شده نمودم دیدم که حدود 16 هزار و خورده ای تومان از پول بنده کم شده است و بنده دلیل این تغییر و کم شدن از حسابم را جویا شدم و کارمند حاضر گفتند که: خانم زودتر از زمان و موعد قرارداد اقدام به فسخ قرارداد نموده اید . در کمال ناباوری اعتراض نمودم و گفتم که لطفا قرارداد رو بیارید تا با هم تاریخ ذکر شده در قرار داد را چک کنیم .بعد از آوردن قرارداد با نگاه مکرر و مکرر و مکرر بنده صفری مقابل عدد 3 را که نشان دهنده 30 باشد را ندیدم . فقط عدد 3 بصورت حرف c  انگلیسی با کمی دم و انحنای بالای آن به بالا نوشته شده و حاکی از عدد 3 دستخط های قدیمی بود. چندین بار عدد 3 را نشان دادم و اعتراض کردم  اما کارمند حاضر همچنان پافشاری بر روی عدد 30 نمودند و گفتند که در دستگاه نیز تاریخ 30/8 ثبت گردیده است . به هر حال همچنان به اعتراض خود ادامه دادم و گفتم که : آقای محترم شما که در حین واریز مبلغ و افتتاح و ... این همه وراجی می کنید و صغری کبری می بافید و .... چرا باید حالا بدون حتی کلمه ای سوال و جواب ، حتی تذکر در اقدام عاجل در بستن حساب و یا حتی اشاره به تاریخ قرارداد که اشتباه هم از طرف خودشان صورت گرفته این چنین تشنه 16 هزار بنده و شاید افراد دیگر و .... باشند ؟ حال بنده چند کلاسی سواد دارم و این مورد را آگاهانه پیگیری می کنم افرادی که سواد ندارند و پول بی زبانشان را دست اینگونه جاها می سپارن چه گناهی دارند و چرا پول بی زبانشان در سبد تشویق و ... کارمندان چنین مکانهایی قرار بگیرد .  لذا با بیان صحبت هایی و حتی اینکه آقای محترم بنده آنقدر .... هستم که فهمیده و با پای خودم بیام و با دست خودم مبلغی را در کیسه شماها بندازم و برم؟؟؟؟؟؟؟؟!  از کارمند اقدام کننده خواهش کردم که این پروسه را برگرداند و موکول به همان تاریخ به قول خودشان یعنی 30/8 بکنند اما ایشان گفتند که به هیچ عنوان امکان ندارد و حساب بسته شد.

بلند شدم و برگشتم اداره . اما عذاب وجدان از اینکه این تعاونی  براحتی و مفتکی پول زبون بسته بنده رو از دستم دربیاره ناراحت بودم . لذا تصمیم گرفتم اتفاق را مکتوب نموده و حداقل در وبلاگ قرار بدهم . اما باز هم دو دل بودم و نهایتاً تصمیم گرفتم با تعاونی تماس گرفته و اقدام خودم رو در اینخصوص اطلاع بدهم و بعد .... . لذا با شماره ای که در روی فیش موجود بود با تعاونی تماس گرفته و به یکی از کارمندان که پاسخگو به تماس من بود مسئله رو توضیح داده و گفتم که از این موضوع ناراحت هستم و می خواهم مسئله رو نوشته و در وبلاگ قرار دهم و شاید رسانه ای هم بشه و ...   نهایتاً با طرح این نوع مورد کارمند گوشی را ارجاع به معاون آن تعاونی داده و مجددا مسئله رو توضیح دادم و ایشان هم بعد توجیه که به هیچ عنوان قابل قبول برای من نبود و فقط توجیه عمل کارمندشان بود از بنده خواستند که مجددا مراجعه نمایم تاعمل را باطل نموده و  حساب را برگردانند تا زمان موعد نظر اقدام به مختومه و انتقال حساب نمایند . اینجا هم در نهایت تعجب از اینکه کارمند ایشان گفته بودند که اصلا چنین عملی امکان نداره و قابل برگشت نیست ، به معاون تعاونی توضیح دادم. اما باز ایشان از بنده خواستند که برم و حسابم قابل برگشت هست و...

بعد از ظهر حدود 13:45  به تعاونی مراجعه کردم و همان کارمند دفترچه ام را گرفت و اقدام نمود و معاون تعاونی و یکی دیگر از همکارانشان هم ناظر بودند . اما بعد از اتمام کار، کارمند آنجا آقای خ. و ش ...  گفتند که خانم 16 هزار ارزش اینجا اومدن دوباره رو نداشت که اینهمه سروصدا راه انداختید و ... . برگشتم گفتم چرا نداره ؟ شاید برای شما نداشته باشه اما برا من که با زحمت پس اندازی رو شکل می دم اولاً خیلی اهمیت داره  دوماً ..   اجازه نداد صحبتم را ادامه بدهم ، نگاهی به من کرد و برای اینکه زودتر از شر من راحت بشه  با لب و لوچه آیزان گفت : بفرما خانم. بفرما در امان الله .   متاسف شدم برای رفتار بی ادبانه اش و ادامه دادم دوماً این منم که باید به عنوان مشتری، با رضایت تمام این مکان را ترک کنم. و تعاونی ثامن ... را ترک کردم . اما حالا از کرده و اقدام خودم ناراحت نیستم . چون شاید 16 هزار تومان زیاد پول باارزشی نباشه اما این کار من باعث شد شاید وجدان های خوابیده بعضی ها بیدار بشه و مردم عام را .... به حساب نیاورند و نان و لقمه حلال سر سفره شان قرار بدهند .   به امید چنین روزی

تبریک عید غدیر خم

عید غدیر خم مبارک باد

این عید کمال دین، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد. امید که از پیروان راستین ولایت و امامت باشیم . انشاا...