من و ماجرای تعاونی اعتبار ثامن........

چهارشنبه هفته قبل بود که برا فسخ قرارداد یکساله مبلغ موجودی خودم در یکی از تعاوی های اعتباری ثامن ...  حدود ساعت 11:45 مراجعه کردم و از آنجایی که روی پاکت قرار داد تاریخ 3/8 را یاد داشت کرده بودم مطمئن بودم که باید یکی دو روز دیرتر از این تاریخ جهت دریافت مبلغ و یا فسخ قرارداد باید مراجعه نمایم . چون حدود یک سال قبل نیز یک روز دیرتر از تاریخ افتتاح مراجعه نمودم جهت فسخ قرارداد، کارمند باجه گفتند که خانم چه خبره حداقل بزار 24 ساعت بگذرد از موعد مقرر. هرچند باز تقریبا 24 ساعت گذشته بود اما خب طبق معمول کسی برنده هست که ریش و قیچی دست اون باشد. به هر حال با رویت قراردادم مطمئن شدم که قرارداد 3/8 افتتاح و قابل فسخ هست با اینحال بنده تاریخ8/8 مراجعه نمودم تا شاید بهانه ای نباشد . بعد از شماره گرفتن از دستگاه ، و دقایقی منتظر ماندن شماره موجود در دست بنده خوانده شد و من در صندلی مقابل پیشخوان شماره یک جای گرفتم و قرار داد را به کارمند پشت پیشخوان دادم و خواستم که موجودی بنده را که حدود یک میلیون تومان بود به حساب روز شمار بنده انتقال دهند و کارمند حاضر بدون سوال جواب شروع به انجام عملیات نموده و دقایقی بعد دفترچه حسابم را که تغییراتی در آن داده شده بود به دستم دادند و اعلام اتمام کار را نمودند. اما با دقتی که در مبلغ محاسبه شده نمودم دیدم که حدود 16 هزار و خورده ای تومان از پول بنده کم شده است و بنده دلیل این تغییر و کم شدن از حسابم را جویا شدم و کارمند حاضر گفتند که: خانم زودتر از زمان و موعد قرارداد اقدام به فسخ قرارداد نموده اید . در کمال ناباوری اعتراض نمودم و گفتم که لطفا قرارداد رو بیارید تا با هم تاریخ ذکر شده در قرار داد را چک کنیم .بعد از آوردن قرارداد با نگاه مکرر و مکرر و مکرر بنده صفری مقابل عدد 3 را که نشان دهنده 30 باشد را ندیدم . فقط عدد 3 بصورت حرف c  انگلیسی با کمی دم و انحنای بالای آن به بالا نوشته شده و حاکی از عدد 3 دستخط های قدیمی بود. چندین بار عدد 3 را نشان دادم و اعتراض کردم  اما کارمند حاضر همچنان پافشاری بر روی عدد 30 نمودند و گفتند که در دستگاه نیز تاریخ 30/8 ثبت گردیده است . به هر حال همچنان به اعتراض خود ادامه دادم و گفتم که : آقای محترم شما که در حین واریز مبلغ و افتتاح و ... این همه وراجی می کنید و صغری کبری می بافید و .... چرا باید حالا بدون حتی کلمه ای سوال و جواب ، حتی تذکر در اقدام عاجل در بستن حساب و یا حتی اشاره به تاریخ قرارداد که اشتباه هم از طرف خودشان صورت گرفته این چنین تشنه 16 هزار بنده و شاید افراد دیگر و .... باشند ؟ حال بنده چند کلاسی سواد دارم و این مورد را آگاهانه پیگیری می کنم افرادی که سواد ندارند و پول بی زبانشان را دست اینگونه جاها می سپارن چه گناهی دارند و چرا پول بی زبانشان در سبد تشویق و ... کارمندان چنین مکانهایی قرار بگیرد .  لذا با بیان صحبت هایی و حتی اینکه آقای محترم بنده آنقدر .... هستم که فهمیده و با پای خودم بیام و با دست خودم مبلغی را در کیسه شماها بندازم و برم؟؟؟؟؟؟؟؟!  از کارمند اقدام کننده خواهش کردم که این پروسه را برگرداند و موکول به همان تاریخ به قول خودشان یعنی 30/8 بکنند اما ایشان گفتند که به هیچ عنوان امکان ندارد و حساب بسته شد.

بلند شدم و برگشتم اداره . اما عذاب وجدان از اینکه این تعاونی  براحتی و مفتکی پول زبون بسته بنده رو از دستم دربیاره ناراحت بودم . لذا تصمیم گرفتم اتفاق را مکتوب نموده و حداقل در وبلاگ قرار بدهم . اما باز هم دو دل بودم و نهایتاً تصمیم گرفتم با تعاونی تماس گرفته و اقدام خودم رو در اینخصوص اطلاع بدهم و بعد .... . لذا با شماره ای که در روی فیش موجود بود با تعاونی تماس گرفته و به یکی از کارمندان که پاسخگو به تماس من بود مسئله رو توضیح داده و گفتم که از این موضوع ناراحت هستم و می خواهم مسئله رو نوشته و در وبلاگ قرار دهم و شاید رسانه ای هم بشه و ...   نهایتاً با طرح این نوع مورد کارمند گوشی را ارجاع به معاون آن تعاونی داده و مجددا مسئله رو توضیح دادم و ایشان هم بعد توجیه که به هیچ عنوان قابل قبول برای من نبود و فقط توجیه عمل کارمندشان بود از بنده خواستند که مجددا مراجعه نمایم تاعمل را باطل نموده و  حساب را برگردانند تا زمان موعد نظر اقدام به مختومه و انتقال حساب نمایند . اینجا هم در نهایت تعجب از اینکه کارمند ایشان گفته بودند که اصلا چنین عملی امکان نداره و قابل برگشت نیست ، به معاون تعاونی توضیح دادم. اما باز ایشان از بنده خواستند که برم و حسابم قابل برگشت هست و...

بعد از ظهر حدود 13:45  به تعاونی مراجعه کردم و همان کارمند دفترچه ام را گرفت و اقدام نمود و معاون تعاونی و یکی دیگر از همکارانشان هم ناظر بودند . اما بعد از اتمام کار، کارمند آنجا آقای خ. و ش ...  گفتند که خانم 16 هزار ارزش اینجا اومدن دوباره رو نداشت که اینهمه سروصدا راه انداختید و ... . برگشتم گفتم چرا نداره ؟ شاید برای شما نداشته باشه اما برا من که با زحمت پس اندازی رو شکل می دم اولاً خیلی اهمیت داره  دوماً ..   اجازه نداد صحبتم را ادامه بدهم ، نگاهی به من کرد و برای اینکه زودتر از شر من راحت بشه  با لب و لوچه آیزان گفت : بفرما خانم. بفرما در امان الله .   متاسف شدم برای رفتار بی ادبانه اش و ادامه دادم دوماً این منم که باید به عنوان مشتری، با رضایت تمام این مکان را ترک کنم. و تعاونی ثامن ... را ترک کردم . اما حالا از کرده و اقدام خودم ناراحت نیستم . چون شاید 16 هزار تومان زیاد پول باارزشی نباشه اما این کار من باعث شد شاید وجدان های خوابیده بعضی ها بیدار بشه و مردم عام را .... به حساب نیاورند و نان و لقمه حلال سر سفره شان قرار بدهند .   به امید چنین روزی