آشفته بازاری هفته2
1) حدود یک هفته قبل بود که برادرم را به خاطر مسمومیت ویروسی به درمانگاه حکیم در خیابان دانشکده بردیم .بعد از ویزیت توسط دکتر ، برای گرفتن داروهای تجویز شده داروخانه جنب درمانگاه مراجعه نموده و داروها را دریافت کردم و مجددا جهت تزریق سرم و آمپولهای تجویز شده به بخش تحت نظر مردان رفتیم . خانم پرستار آمدند و داروها را جهت تزریق جدا نمودند. و در کمال ناباوری 5 عدد پنبه استریل بسته بندی شده را برداشته و در ظرف پنبه اتاق مربوطه قرار دادند و به جای آن از پنبه فله ای جهت تزریق سرم که خیلی هم ناشیانه عمل می کرد و چندین بار سوزن را وارد رگ کرده و درآورد و نهایتا باعث فوران خون به بیرون شد ، استفاده کرد. حال سوال اینجاست که این پنج عدد پنبه استریل که بنده برای خرید آنها پول پرداخت نموده بودم چرا باید در سبد ذخیره درمانگاه قرار بگیرد؟؟ چرا نظارت کافی جهت رعایت حق و حقوق مردم نمی شود؟؟! جالبتر اینکه در مقابل 500 تومان مابقی پول بنده داروخانه طبق معمول یک ورق یا چند عدد قرص ایبوپروفن یا استامینوفن کدئین برش داده و در کنار داروهامون برامون تحویل می دن. و این یعنی اجبار و مجبور کردن غیر مستقیم مردم در استفاده از آرام بخش ها و داروهای شیمیایی. واقعا جای بسی تاسف دارد که هیچ نظارتی در این خصوص انجام نمی گیرد؟؟!!! باز باید پرسید چه کسی مسئول است؟
2) در طول هفته یکی دو مرتبه جهت زدن گاز به جایگاه CNG مراجعه می کنم و در هر بار مراجعه متاسفانه جایگاه مربوطه مبلغهای متفاوتی (مثلا 80 ، 100،50،200،150،300، حتی 500 تومان )به دلیل عدم وجود پول خورد!!!!!! به مشتری هایش مقروض میماند و گاها با مشتریانی همچون بنده که به دلیل تکرار و مکررات این موضوع دیگر از کوره خارج شده و اعتراض می کند روبرو می شود . موضوع از این قرار بود که : بعد از زدن گاز به خودروام، مبلغ 30825 ریال در مونیتور نقش بست و از آنجایی که بنده پول خورد نداشتم و جایگاه نیز مکرراً مقروض بنده بود . به مامور جایگاه 3000 تومان دادم و خیلی مودبانه گفتم که آقا چندین بار شما به من مبلغهای .... را مقروض هستید و این بار بنده پول خورد ندارم و مقدور به پرداخت اضافه نیستم . مامور نگاهی بهم انداخت و گفت: کی؟؟ چرا باید ما مقروض باشیم خانم؟ کی قرض داره؟ من؟؟؟ ادامه دادم : نخیر . همکار شما . دو روز قبل هم اومدم 300 تومن نداشتند بهم برگردانند و در مقابل جسارت مامور مجبور شدم قیافه مامور را شرح بدهم. لذا نهایتاً گفتند که خانم به ما مربوط نیست باید در موقع شیفت اون آقا مراجعه کنید و ...
سوال کردم : از کجا بدونم اون آقا چه موقعی اینجا شیفت هستند اولاً . دوماً مگر این پولهای اضافی که دریافت میکنید به بهانه نداشتن پول خورد به جیب این جایگاه نمیره ؟ و در حساب و کتاب هر روز حتما این مبالغ مشخص می شه ، پس لزومی برای کتمان ندارید و .... به هر حال با عدم پرداخت 80 تومن و خورده ای جایگاه را ترک کردم
خب حالا سوال اینجاست: این مبالغ اضافه چرا باید از من شهروند کسر بشود؟ آیا 100،200،150،300 و گاها 500 تومن پول خورد محسوب می شود؟؟؟؟ باز باید جستجو کرد تا درد دل شهروندان را منتقل کرد. مسئول کیست؟ چه کسی به این آشفته بازاری جوابگوست؟!!!!
3) چند روزی هست که پسرم به دلیل شکستگی استخوال کتف و ترقوه اش مجبور به استراحت در منزل هستند لذا عزیرانی که به عیادت پسرم می آیند طبق رسم سنتی اما با محصولات مدرن به دیدنش می آیند . در کمال ناباوری قوطی کمپوت و آبمیوه هایی که براش آورده میشه هم در سایز و هم در آب میوه های مثلاً طبیعی در داخلشان نصف شده اند اما واویلاست قیمتهایشان . قوطی شیرها کوچک شده و مقدار شیر درون آنها نیز به نصف رسیده اما قیمتها سرسام آور و چندین برابر گردیده است؟؟؟؟؟ فکر نکنم کارخانه ها و تولید کننده ها مردم و شهروندان ،که مصرف کننده هستند را کور و .... به حساب بیاورند !! . نه حتما دستگاه های کارخانه این تولید کننده ها دچار مشکل عدیده ای شده اند . به هر حال مردم ما خیلی شریف هستند که داد و فریادشان به گوش هیچ مسئولی نمی رسد و شاید هم اگر برسد با اغماض و ... رسیده است؟
گناه من مصرف کننده چیست که با چندرغاز درآمد باید برای خرید محصول کوچک شده از سایز اما گران شده چند برابر ی در قیمت اینگونه آه و ناله سر بدهم؟؟؟؟!!!!!!! مسئول کیست؟ چرا رسیدگی نمی شود؟؟؟؟!
4) چند روز قبل بر حسب اتفاق مسیرم به خیابان کاشانی افتاد و بعد از انجام دادن کارم موقع برگشت با مسئله ای روبروشدم که واقعا در حیرتم نگه داشت . از جلوی یک ارگان نظامی که رد می شدم دو نفر سرباز در پشت نرده ها ایستاده بودند و یک نفر دیگرشان در جایگاه نگهبانی و اسلحه به دست بود. دو نفر دختر خانم حدود چند متری مانده به نزدیک آنها با پوششی مناسب و معمول زمان حال داشتند می رفتند که متوجه شدم آن دو سرباز از دور با خنده و قهقهه به آن دو دختر حرف می پرانند و صداشون می زنند البته با صدای بلند . و این توجه منو جلب کرد و ایستادم در چند قدمی نگهبان مسلح . و نگاه کردم . آن دو سرباز بی محابا با داد و فریاد حرفایی به آن دو دختر زده و زدند زیر خنده . دخترا روشون را برگرداندند طرف دیگر خیابان و سریع از آنجا رد شدند. اما این سربازها حالا نخند کی بخند. سری تکان دادم و خودمو به اون نگهبان رساندم و گفتم: مثلا آبرو و ناموس مردم رو سپردن دست شماها؟؟!!! نگهبان هم که داشت همراه با آنها می خندید خودشو جمع و جور کرد و گفت: خانم من چیکار کنم . اونا دارن شلوغی می کنن. گفتم : اونا انگار خیلی تو خودشون نیستن لطفا بهشون بگین که اینجوری از ناموس و جان و مال مردم و مملکت دفاع نمی کنن. نگهبان سری خم کرد و گفتند : چشم خانم . چشم . در حیرتم !! دیگه در این خصوص نظری ندارم .!!!