آشفته بازاری هفته2

آشفته بازاری هفته2

 

1) حدود یک هفته قبل بود که برادرم را به خاطر مسمومیت ویروسی به درمانگاه حکیم در خیابان دانشکده بردیم .بعد از ویزیت توسط دکتر ، برای گرفتن داروهای تجویز شده داروخانه جنب درمانگاه مراجعه نموده و داروها را دریافت کردم و مجددا جهت تزریق سرم و آمپولهای تجویز شده به بخش تحت نظر مردان رفتیم . خانم پرستار آمدند و داروها را جهت تزریق جدا نمودند. و در کمال ناباوری 5 عدد پنبه استریل بسته بندی شده را برداشته و در ظرف پنبه اتاق مربوطه قرار دادند و به جای آن از پنبه فله ای جهت تزریق سرم که خیلی هم ناشیانه عمل می کرد و چندین بار سوزن را وارد رگ کرده و درآورد و نهایتا باعث فوران خون به بیرون شد ، استفاده کرد. حال سوال اینجاست که این پنج عدد پنبه استریل که بنده برای خرید آنها پول پرداخت نموده بودم چرا باید در سبد ذخیره درمانگاه قرار بگیرد؟؟ چرا نظارت کافی جهت رعایت حق و حقوق مردم نمی شود؟؟!  جالبتر اینکه در مقابل 500 تومان مابقی پول بنده داروخانه طبق معمول یک ورق یا چند عدد قرص ایبوپروفن یا استامینوفن کدئین برش داده و در کنار داروهامون برامون تحویل می دن. و این یعنی اجبار و مجبور کردن غیر مستقیم مردم در استفاده از آرام بخش ها و داروهای شیمیایی. واقعا جای بسی تاسف دارد که  هیچ نظارتی در این خصوص انجام نمی گیرد؟؟!!!  باز باید پرسید چه کسی مسئول است؟

2)  در طول هفته یکی دو مرتبه جهت زدن گاز به جایگاه CNG   مراجعه می کنم و در هر بار مراجعه متاسفانه جایگاه مربوطه مبلغهای متفاوتی (مثلا 80 ، 100،50،200،150،300، حتی 500 تومان )به دلیل عدم وجود پول خورد!!!!!! به مشتری هایش مقروض میماند  و گاها با مشتریانی همچون بنده که به دلیل تکرار و مکررات این موضوع دیگر از کوره خارج شده و اعتراض می کند روبرو می شود . موضوع از این قرار بود که : بعد از زدن گاز  به خودروام، مبلغ 30825  ریال در مونیتور نقش بست و از آنجایی که بنده پول خورد نداشتم و جایگاه نیز مکرراً مقروض بنده بود .  به مامور جایگاه 3000 تومان دادم و خیلی مودبانه گفتم که آقا چندین بار شما به من مبلغهای .... را مقروض هستید و این بار بنده پول خورد ندارم و مقدور به پرداخت اضافه نیستم . مامور نگاهی بهم انداخت و گفت: کی؟؟ چرا باید ما مقروض باشیم خانم؟ کی قرض داره؟ من؟؟؟ ادامه دادم : نخیر . همکار شما . دو روز قبل هم اومدم 300 تومن نداشتند بهم برگردانند و در مقابل جسارت مامور مجبور شدم  قیافه مامور را شرح بدهم. لذا نهایتاً گفتند که خانم به ما مربوط نیست باید در موقع شیفت اون آقا مراجعه کنید و ...

سوال کردم : از کجا بدونم اون آقا چه موقعی اینجا شیفت هستند اولاً . دوماً مگر این پولهای اضافی که دریافت میکنید به بهانه نداشتن پول خورد به جیب این جایگاه نمیره ؟ و در حساب و کتاب هر روز حتما این مبالغ مشخص می شه ، پس لزومی برای کتمان ندارید و .... به هر حال با عدم پرداخت 80 تومن و خورده ای جایگاه را ترک کردم

خب حالا سوال اینجاست: این مبالغ اضافه چرا باید از من شهروند کسر بشود؟ آیا 100،200،150،300 و گاها 500 تومن پول خورد محسوب می شود؟؟؟؟  باز باید جستجو کرد تا درد دل شهروندان را منتقل  کرد. مسئول کیست؟ چه کسی به این آشفته بازاری جوابگوست؟!!!!

3) چند روزی هست که پسرم به دلیل شکستگی استخوال کتف و ترقوه اش مجبور به استراحت در منزل هستند لذا عزیرانی که به عیادت پسرم می آیند طبق رسم سنتی اما با محصولات مدرن به دیدنش می آیند . در کمال ناباوری قوطی کمپوت و آبمیوه هایی که براش آورده میشه هم در سایز و هم در آب میوه های مثلاً طبیعی در داخلشان نصف شده اند اما واویلاست قیمتهایشان . قوطی شیرها کوچک شده و مقدار شیر درون آنها نیز به نصف رسیده اما قیمتها سرسام آور و چندین برابر گردیده است؟؟؟؟؟  فکر نکنم  کارخانه ها و تولید کننده ها مردم و شهروندان ،که مصرف کننده هستند را کور و .... به حساب بیاورند !! . نه حتما دستگاه های کارخانه این تولید کننده ها دچار مشکل عدیده ای شده اند . به هر حال مردم ما خیلی شریف هستند که داد و فریادشان به گوش هیچ مسئولی نمی رسد و شاید هم اگر برسد با اغماض و ... رسیده است؟

گناه من مصرف کننده چیست که با چندرغاز درآمد باید برای خرید محصول کوچک شده از سایز اما گران شده چند برابر ی در قیمت  اینگونه آه و ناله سر بدهم؟؟؟؟!!!!!!! مسئول کیست؟ چرا رسیدگی نمی شود؟؟؟؟!

4) چند روز قبل بر حسب اتفاق مسیرم به خیابان کاشانی افتاد و بعد از انجام دادن کارم موقع برگشت با مسئله ای روبروشدم که واقعا در حیرتم نگه داشت . از جلوی یک ارگان نظامی که رد می شدم دو نفر سرباز در پشت نرده ها ایستاده بودند و یک نفر دیگرشان در جایگاه نگهبانی و اسلحه به دست بود. دو نفر دختر خانم  حدود چند متری مانده به نزدیک آنها با پوششی مناسب و معمول زمان حال  داشتند می رفتند که متوجه شدم آن دو سرباز  از دور با خنده و قهقهه به آن دو دختر حرف می پرانند و صداشون می زنند  البته با صدای بلند . و این توجه منو جلب کرد و ایستادم در چند قدمی نگهبان مسلح . و نگاه کردم . آن دو سرباز بی محابا با داد و فریاد حرفایی به آن دو دختر زده و زدند زیر خنده . دخترا روشون را برگرداندند طرف دیگر خیابان و سریع از آنجا رد شدند. اما این سربازها حالا نخند کی بخند. سری تکان دادم و خودمو به اون نگهبان رساندم و گفتم: مثلا آبرو و ناموس مردم رو سپردن دست شماها؟؟!!! نگهبان هم که داشت همراه با آنها می خندید خودشو جمع و جور کرد و گفت: خانم من چیکار کنم . اونا دارن شلوغی می کنن. گفتم : اونا انگار خیلی تو خودشون نیستن  لطفا بهشون بگین که اینجوری از ناموس و جان و مال مردم و مملکت دفاع نمی کنن. نگهبان سری خم کرد و گفتند : چشم خانم . چشم . در حیرتم !! دیگه در این خصوص نظری ندارم .!!!

 

نگاهی بر عمل قربانی کردن در اسلام

نگاهی بر عمل قربانی کردن در اسلام

 

عید قربان از اعیاد بزرگ مسلمانان است که در روز دهم ذی‌الحجه (اضحی) حاجیان بیت‌الله الحرام گوسفند یا شتری را ذبح می‌كنند. این روز سالروز دستور قربانی اسماعیل است به ابراهیم خلیل‌الله. خداوند كه اسماعیل را پس از سال‌های طولانی به ابراهیم هدیه كرده بود اكنون او را در معرض آزمایشی بسیار سخت قرار داده و خواهان قربانی اسماعیل است.
از او خواسته شده كه اسماعیل را كه تنها ثمره زندگی‌اش می باشد را قربانی كند. لحظه لحظه سخت و زمان زمان انتخاب  و امتحان است ، مگر می شود بعد از مدت طولانی انجام رسالت پروردگار در میان مردم و مبارزه با شرک و جنگیدن برای توحید با شکستن بتها و ... با وسوسه های شیطان همسو بود؟! باید به خواسته پروردگار لبیک گفت  و در مقابل خواسته حق تسلیم شد و از عشق به فرزند چشم پوشید و عشق حقیقی را دریافت  تا از این آزمایش الهی سربلند بیرون آمد، لذا با اشرافیت کامل به محبت پدر و فرزندی، مجبور به انتقال خواسته پروردگارش به اسماعیل می شود و در نهایت شگفتی با پاسخ مثبت توام با طمانینه و آرامش قلبی فرزندش اسماعیل روبرو می گردد.  حال باید  دستور خداوند اجرا شود.

ابراهیم(ع) شروع به قربانی كرد، در كمال انسانیت غریزه فرزند دوستی را زیر پا گذاشته و تنها به عشق حقیقی و  آزمایش الهی  فکر می کند. تیغ در گردن فرزندش می نهد اما در آن حال معبود او گوسفندی را برای ذبح می‌فرستد. ابراهیم زیباترین حس آزادگی از تعلقات و حس عاشقانه‌ عابد و معبود را تجربه می نماید و چه حسی زیباتر از این احساس. 

لذا حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم می‌آیند، ابراهیم‌گونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنیوی و غیرخدایی دارد را می‌بایست قربانی كنند و از ثروت ، مال و منال ، مقام و موقعیت، درآمد ، کسب و کار ، خانواده و ... خود را به دور کنند. فقط به اعمال عید قربان، عطا و بخشش فکر کنند و یقین قلبی دست یافته شان را که باعث رشد تقوا در آنان گشته را با ریختن اولین قطره خون  قربانی به اثبات رسانند و آمرزیده شوند همچنین گوشت حاصل شده را بخشش و عطا نمایند و بنابه فرموده حضرت رسول (ص) :

اینكه خداوند روز اضحی را عید قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانید.

امیرالمومنین (ع) فرموده‌اند: اگر مردم می‌دانستند كه قربانی در روز عید اضحی چه اجری دارد وام می‌گرفتند و قربانی می‌كردند، چرا كه با اولین قطره خون آن صاحب قربانی آمرزیده گردد.

اما هدف از قربانی کردن صرف ریختن خون نمی باشد بلکه عقل سلیم حکم می کند که به دستور پروردگار درخصوص ذبح حیوان که همانا به مصرف رساندن و احسان به مستمندان آبرومند و انفاق است كه در كتاب قرآن مجید نیز به آن تاکید گردیده  است عمل نمود.  بنابراین ذبح حیوان به هدف تأمین ارزاق و حوایج دیگر انسان‌های نیازمند است.

(یذكروا اسم الله فی‌ایام معلومات علی ما رزقهم من بهیمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقیر) سوره حج28- 29
، نام خدا را در روزهای معلوم یاد نمایید بر آنچه ایشان را از چهارپایان روزی كرده، پس از گوشت‌ آنها بخورید و فقیر سختی كشیده را از آن اطعام نمایید.

مجدداً می‌فرماید:

والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فیها خیراً ، فاذكروا اسم‌الله علیها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)

و شتران تنومند را برای شما از شعائر الهی قرار دادیم، در این شتران برای شما خیر است،‌ پس هنگامی كه آنها برای نحر ردیف شدند نام خدا را بر آنها ذكر كنید، پس چون پهلوی آنها فرود افتاد از آنها بخورید و به درماندگان آبرومند و فقیرانی كه در معرضند بخورانید، ما این شتران را برای شما رام و سخر گردانیدیم تا تشكر ایزد تعالی را بجا آورید.
 لذا منشأ قربانی بر طبق آیات قرآنی چیزی نیست جز یاری رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوی دیگر ریختن خون حیوان اگر بدون دلیل و استفاده خاصی باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پیامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند یا شتری را مگر برای خوردن.

یا در جای دیگر فرمودند:

كسی كه گنجشكی را بیهوده به قتل رساند، روز قیامت در پیشگاه خداوند فریاد می‌زند و می‌گوید:

پروردگارا، فلان كس مرا بیهوده كشت نه برای بهره گرفتن.  لذا آیین و عمل قربانی در اسلام هدفمند بوده و هست

و موضوع وجود حق فقرا در قربانی به حدی اهمیت دارد كه خوردن گوشت سایر قربانی‌های كفارات حج بر صاحبش حرام است.

حتی در برخی روایات به مسلمین توصیه شده كه برای قربانی بهترین و فربه‌ترین حیوان‌ها را انتخاب كنند تا گوشت كافی به مستحقان برسد . لازم است اشاره نمود که  در عمل قربانی کردن  غیر از اهداف ظاهری (ذبح حیوان و دستگیری از گرسنگان و مستحقان) ، اهداف باطنی  من جمله قرب الهی و ایجاد تقوا و کشتن نفس اماره  نیز مشهود است ( و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب) و چنانكه خداوند می‌فرماید: لن ینال الله لحومها ولادماؤها و لكن یناله التقوی منكم.

گوشت‌های قربانی و خون‌هایی كه در آن هنگام ریخته می‌شود هرگز به خدا نمی‌رسد، ولی آنچه به او می‌رسد تقوای شماست.  یعنی قربانی‌كنندگان تنها با انجام عمل ظاهری قربانی به رضای حق و مقام قرب نایل نمی‌شوند، مگر این عمل با خلوص نیت و موافق شرایط تقوی و دوری از منكرات و مناهی. پس در صورتی كه این حقایق را كه مقصد اعلی حج و سایر عبادات است را به دست نیاوری، قربانی كردن هر چند زیاد باشد و قربانی فربه برای آنان سودی نخواهد داشت.
و از اسرار حج همین است كه حجاج در كنار این اعمال ظاهری باید صاحب تقوی شوند، یعنی با خلوص نیت و ایمان شدید قلبی آنها را بجا آورند تا حج مقبولی داشته باشند.  مسله دیگر در امر قربانی کردن جایگزینی روزه هست که با وجود 2 شرط  عملی می گردد که عبارتند از : 1-حیوان برای قربانی نباشد 2- فرد استطاعت قربانی را نداشته باشد. همچنان که قرآن مجید می‌فرماید:

كسی كه عمره را به حج رسانید پس آنچه از قربانی كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نیابد سه روز در ایام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

 

پس قربانی باید از روی خلوص نیت انجام پذیرد تا سبب شكوفایی روح ایثار، قربانی نمودن نفس حیوانی،  غلبه بر نفس اماره و رسیدن به اوج کمال، هم چنین  نشان دادن میزان عشق و قرب به معبود باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ایجاد شده و گناهانش آمرزیده شود..

  توسط خودم ۲۳/۷/۹۲ 

تبریک عید قربان

 

عید قربان مبارک باد

عید قربان پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر

 خالق یکتاست این روز بر شما مبارک باد

چند عکس

   جیگر طلاهای مامانی






دختر و پسر گلم همیشه موفق و سربلند در پناه حق باشید


عکس

تبریک روز کودک

 

 

سلام ,

امروز روز جهانی کودک بود,کوچولو روزت مبارک !!

* * *

کاش میشد همیشه کودک بود
زندگی شادی و عروسک بود

* * *

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

* * *

کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است
کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است
کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است
کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید

 

کودکان سرزمین من، روزتان مبارک

دوستتون داریم

 

نتیجه تنبیه در اول سال

 

 

 نتیجه تنبیه در اول سالتحصیلی

حدود دو هفته از ماجرای تنبیه دخترم توسط معلمش می گذرد . البته در طول این دو هفته سه بار دیدار با معلم و مدیر مدرسه داشته ایم . در اولین دیدار که به جهت جویای علت تنبیه دخترم توسط معلم اش مراجعه کردم  ایشان در جلو چشمان من و مدیر مدرسه عمل تنبیه  دخترم را کذب نامید و خود را مبرا از این اتهام دانست . دو سه روز دیگر که بنابه خواسته مدیر مراجعه کرده بودیم وقتی دخترم را جهت رو در رو  نمودن با معلم اش آوردند مجددا گفتند که من داشتم لپش رو دستم می گرفتم به خاطر شیرین زبونی و .... . خیلی دوستش دارم .  دختر زرنگیه و ...  .  و مدیر هم به تایید ایشان شروع به تعریف و تمجید از این معلم نمودند . اما دخترم می گفت که مامان ایشان به خاطر شما و در مقابل شما اینجوری شیرین زبونی می کنند شاید از شما می ترسند یا خجالت می کشند و ...  . با اینحال ما هم زیاد لی لی به لالای دخترمون نگذاشتیم  اما در پشت پرده جویای مسئله بودیم . با اینکه به اداره کل آموزش و پرورش  و آموزش و پرورش ناحیه یک  مسئله را ایمیل زده و درخواست رسیدگی نموده بودم متاسفانه تاکنون هیچ تماس یا ایمیلی با بنده صورت نگرفته است . اما  رفتار معلم کلی فرق کرده و چند روز قبل در دیداری که با مدیر داشتیم ایشان هم خواستار رفع مشکل به صورت دوستانه با معلم و ما بودند . به هر حال متاسفانه طبق معمول همیشه زمان تاریخ، تیغ بعضیا به جهت جایگاه سوری شان برنده تر و موثرتر از مردم هست .  با تمام این حرفا این دفعه هم دخترم از معلم ورزش اش گلایه داشت که گاها به بچه ها با استفاده از لفظ های بد (مثلاً: زهرمار، بیشعور و ... ) توهین کرده و رفتار پرخاشگرانه دارد . واقعا آموزش پروش  کشور ما با معضل خیلی بزرگی روبروست . با مشکل عدم وجود الگوهای مناسب و خوب برای فرزندان آینده ساز مملکت؟!!!!  و هیچ تدبیری تاکنون در این خصوص اندیشیده نشده است . متاسفانه تا جایی که یادمه از معلم ها خاطره خوبی ندارم نه از معلم های خودم و نه از معلم های خواهر و برادر و فرزندانم. یادمه اونموقع که محصل بودیم داداش کوچیکم هر روز می اومد خونه و از معلم اش گله می کرد که بی احترامی شدیدی بهشون می کنه مثلاً دماغش رو روی کاغذ !! پاک می کنه میگه بیاید ببرید بندازید سطل آشغال . یا اینکه از غافل، سیلی می زد پشت گردنشون . یا مدادی، خودکاری می گذاشت لای  انگشتاشون و فشار می داد و یا اینکه فحش و کتک با ترکه توی دستاش و بدنش تاجایی که تاول می زد . از طرفی هم که از درس دادن فقط و فقط بلد بودن مشق بگن و والسلام .

یادمه یه روز خواهر کوچیکم وقتی از مدرسه برگشت دیدیم یه چشمش شدیدا قرمز خونی شده . وقتی جریان رو پرسیدیم گفت که وقتی داشتم مدادم رو که افتاده بود زیر صندلیم بر می داشتم معلم زد تو سرم بعدش هم موهام رو کشید چند بار کوبید به میزم و ..

قصدم از گفتن این خاطرات تلخ و زشت زیر سوال بردن آموزش و پرورش هست که وظیفه تعلیم و تربیت آینده سازان مملکت را با این الگوهای روانی و عقده ای و مریض و... را بر عهده دارد؟ چه باید کرد؟  مسئول کیست؟ چرا فکری اندیشیده نمی شود ؟

خب اینگونه بوده که اکنون شاهد چنین رفتار های برخوردی از طرف دانش آموزان را نسبت به معلم ، مدیرمدرسه و ... را می بینیم. پسرم که سال دوم دبیرستان را تجربه می کند، دیروز می گفت : مامان سه چهار نفر از همکلاسی هام درسشون رو نخونده بودن معلم فرستاد دفتر مدرسه . مدیر که شروع کرده به تنبیه کردن و سیلی زدن و... یکی از دانش آموزان گفته که : آقا احترامتو نگه دار . مگه ما حیوانیم  افتادی به جونمون و می زنی؟  بعدش یه نفراز دانش آموزان دست مدیر را گرفته ودو نفر شاگرد دیگه  تا دلت بخواد فحش داده و کتکش زدن  و با کوبیدن در اتاق مدیر مدرسه به هم مدرسه رو ترک کردن و .....  . خب بی احترامی به دانش آموز ، لگدمال کردن شخصیت او، فحش و .... این نتایج را هم دارد . (مثلی هست که میگه: گهی زین به پشت و گهی پشت به زین)  دیگه ورق برگشته . دیگه دانش آموزان امروزی زیر بار بی احترامی و تحقیر شدن نمیرن . آقای محترم اگر با احترام با دانش آموزان برخورد کنی مطمئن باش که با عشق و علاقه درسش را خواهد خواند و مطمئنا آینده ساز موفقی برای کشورش خواهد بود  و شما اگر معلم واقعی باشی آینده او را خواهی ساخت با ارج نهادن به شخصیت او و ایجاد اعتماد به نفس  و تشویق جهت موفقیت در زندگی و درس و .... دراو . پس آگاه باش . آگاه باش و عقده های خودت را به این فرزندان آینده ساز جامعه منتقل نکن .  به امید زدودن آموزش و پرورش کشورمان از این افراد عقده ای و مرموز و قانون شکن.

روز کودک را پاس بداریم

چهارشنبه۱۷ مهرماه ۱۳۹۲  انتشار در سایت هفته نامه دنیز  و یکشنبه۱۴ مهرماه۱۳۹۲ در سایت حوزه هنری

روز کودک را پاس بداریم

17 مهر ماه مصادف با 8  اکتبر روز جهانی کودک، این انسانهای صادق و صمیمی و بی ریا نامیده شده است . بیایید به یمن چنین بهانه زیبایی کودکانمان را ارج نهیم و حقوق آنان را احترام بگذاریم . بیایید این روز را فقط در حد یک نامگذاری بسنده نکنیم بلکه کودکانمان را به عنوان مخاطبان دقیق، هوشمند، خلاق و موثر در جامعه خود پذیرا باشیم و از هرگونه طعنه و تحقیر حفظ شان نمائیم. بیایید سیاه و سفیدهای کودکان را (چون طرد شدن و حس ناکامی) از بین برده و حس همدلی و یاری را به آنان نشان دهیم . بیایید موقعیتهای مناسب را جهت تجربه و احساس موفقیت  که خود راهی جهت ایجاد اعتماد به نفس در کودک هست را با محبت های بی قید و شرط  برایش مهیا سازیم و پای صحبت  و ابراز عواطف مختلف او بنشینیم و گاها وظایف آسانی را به او محول سازیم تا خود از عهده آن برآید . بیایید معرف بهترین الگوها از محبت و دوستی، صمیمیت و اعتماد به نفس به کودکانمان باشیم . بیایید روز کودک را به یک زبان فریاد تبریک زده و آرامش و آسایش را برایشان آرزومند باشیم . در اسلام توصیه فراوانی در خصوص لزوم توجه به کودک و دوران کودکی شده است و آیات قرآنی، روایات و احادیثی نیز وجود دارند که همگی نشانگر ارج نهادن و مورد اهمیت قرار دادن کودکان و حقوق آنها می باشد.

همچنان که رسول گرامي‌اسلا‌م‌(ص) در اين باره مي‌فرمايد:«به كودكان خود محبت كنيد و نسبت به آنها ترحم نماييد. هنگامي‌كه به آنها وعده داديد، وفا كنيد؛ زيرا آنان جز اين‌كه شما را روزي‌دهنده خود مي‌بينند، تصور ديگري ندارند. (1)  والدين مسؤول تأمين تمامي‌ نيازهاي كودك، اعم از مادي و معنوي هستند. نيازمندي‌هاي جسماني كودك با فراهم ساختن وسايل مادي امكان‌پذير است؛ اما علا‌وه بر نيازهاي مادي بايد به نيازمندي‌هاي روحي آنان نيز توجه شود.

و نیز امام سجاد می فرمایند :

" و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او ، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدی نسبت به او کیفر می بیند."[2]

اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علی (ع) می فرماید: " حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد. "[3]

بیاید به نیازهای  مادی، معنوی و روحی فرزندانمان زوم کنیم  و خود را مسئول تامین این نیازهای حیاتی آنان بدانیم.

رسول اکرم (ص) به همه انسانها اعلام می کند ، همانگونه  که پدران و مادران ، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق می شوند ، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که " پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن عاق فرزندان میگردند. (4) از جمله این نیازها:

 1- نیازهای جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکان پذیر است تا از این طریق نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه ، بهداشت کافی ، آب و هوا ، مسکن ، خواب ، بازی و امثال آن ، به دست می آید.

2- تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش ، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است .

امام صادق (ع) می فرماید : " باید،  بخصوص هفت سال اول زندگی کودک آزادانه به بازی و جنبشهای بدنی صرف شود. "[5]

حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: " اگر کسی دارای طفل خردسالی بود باید با او در جنبشهای کودکانه و حالت بچه گانه همکاری و هماهنگی نماید. "(6)    آموختن و پرداختن به ورزشهای شنا، تیراندازی و سوارکاری نیز از ورزشهای مهمی است که در احادیث بر آنها تأکید شده است .

دومین نیازکودکان، نیازهای روحی می باشد که شامل :

1-    انتخاب نام زیبا : نخستین احسان و نیکی پدر به کودک انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این از حقوق لازم کودکان می باشد.

2- احترام : پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: " به شخصیت فرزندان خود ارج نهید و آداب و آیینهای رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید. "

پیامبر به والدین امر کرده اند که به کودکان احترام بگذارند ، چراکه بی توجهی و بی احترامی به آنان باعث بروز مشکلات عاطفی زیادی در کودکان می گردد همچنین در روایتی از رسول اکرم چنین آمده است : " فرزندان خود را زیاد ببوسید ، زیرا با هر بوسه ، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می شود که فاصله میان هر مقامی ، پانصد سال است . "(7)

 لذا با این توصیفات کاملاً مشهود است که اسلام « دین انسان سازی » به اساس تربیتی انسانها از سنین کودکی ارزشی خاص قائل بوده  و به والدین توصیه می نماید که به تمامی ابعاد وجودی کودک عنایت داشته و انسانی وارسته و شایسته را تحویل جامعه بشری بدهند.  اما متاسفانه در جوامع مدرن امروزی اولین قربانیان خشونت، جنگ، تجارت و پیشرفت، کودکان هستند که از واماندگی در میان فرهنگ های سنتی و مدرن زجر می کشند  و شکار پیشرفتهای علمی و جنگ واقع می گردند. چه بسیارند کودکانی که در نتیجه جنگها و نتایج حاصل از جنگ و  بمبهای هسته ای  معلول پا به این دنیا می گذارند و باید تاوان سهل انگاری بزرگان و به ظاهر اندیشمندان  قرن را بدهند .  بیایید سپر بلا برای عزیزانمان باشیم . بیایید دست به دست هم دهیم و مانع از آسیب و زجر کودکان در محیطهای نا آرام و خطرزا باشیم . همه کودکان فرزندان ما هستند . کودک من،یا تو، وجود ندارد . بیایید با بهره گیری از برنامه های کارساز ، کودکان را از رفتن به سرکارهای سخت و مشقت بار  و کودک خیابانی شدن، دور کنیم . بیایید با ارائه برنامه و پیشنهادهای موثر مانع از جان دادن کودکان در سرتاسر دنیا به جهت سوء تعذیه،فقر، جنگ، و عدم رعایت بهداشت، و  ...  باشیم.  بیایید دریابیم  که: چه می شود اگر سازمانها، ادارات،نهادها و ... درصدی از اعتبار سالانه خود را جهت حمایت از کودکان آسیب دیده، آسیب پذیر و ... تخصیص دهند و دست یاری جهت ایجاد جامعه و دنیایی سالم برای آینده سازان بگشایند و آرامش و شادی را با به رسمیت شناختن وجود وجودی کودکانمان و باور آنها به ارمغان آوردند.  بیایید کودکانمان را ارج نهیم و آنها را در فعالیتهای فرهنگی و هنری از جمله نقاشی، طراحی، عکاسی، ادبیات و ... سهیم گردانیم و نخبگان و اندیشمندانی موفق تحویل جامعه انسانی و اسلامی بدهیم .

خالی از لطف نیست اگر بیان کنیم که حوزه هنری آذربایجان غربی در یک بازه زمانی محدود فعالیتهای زیادی برای کودکان عزیزمان انجام داده است از جمله : افتتاح سینمای کودک، ساخت انیمیشن، ایجاد نمایشگاه های نقاشی، بازی کودکان در چندین فیلم تولید شده حوزه هنری، اجازه ورود کودکان و نوجوانان به جشنواره تئاتر ماه ،تهیه و تولید کتاب کودک، نمایش خیابانی کودک،  و .... که انشاا... در آینده ای نزدیک شاهد گسترش چشمگیر فعالیتهای کودکانمان در محیطهای فرهنگی و هنری بر پایه ارزشها و فرهنگ دینی کشور اسلامیمان باشیم .

لذا مجددا این روز بزرگ، روز جهانی کودک را پاس داشته و به این پایه های محبت و دوستی خانواده، جامعه، کشور، و جهان چنین روز پرنشاط را تبریک می گویم.

 

منابع


[1] - تفصيل وسايل الشيعه؛ ج 3، ص135
[2] - تفصيل وسايل الشيعه؛ ج 3، ص135
[3] - بحار الانوار، ج23؛ ص114
[4] - محجة البيضاء ، ج2، ص114
[5] - محجة البيضاء ، ج2، ص65
[6] - تفصيل وسايل الشيعه ، ج3، ص 315
[7] - محجة البيضاء ، ج 2 ،ص 64.

 

                                                خودم                                                                                                                               10                                                  ۹۲/۷/۱۳

 

نوشته های ناب

نوشته های ناب

امروز تو شوهر دیگران را به هوس می اندازی
فردا شوهرت را به هوس می اندازند
امروز در کوره شهوت پسران مجرد میدمی
فردا پسرت را به نا کجا آباد میبرند
بازی داره زمونه ...
خدا اصلا عجله نداره...خیلی صبوره
10 سال دیگه میزاره تو کاست
غیر از این باشه به عدالت خدا شک میکنم...
پس بچـرخ تا بچرخیم...


اين جهان كوه است و فعل ما ندا 
سوی ما آيد نداها را صدا 
فعل تو كان زايد از جان و تنت 
همچو فرزندی بگيرد دامنت 
پس تو را هر غم كه پيش آيد ز درد
بر كسی تهمت منه، بر خويش گرد 
فعل تست اين غصه های دم به دم 
اين بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم!

+خدا همه رو به راه راست که همون راه خوشبختیه رهسپار کنه، آمین

خدا..
توبه پذیر و مهربانه
ماشاالله

سومین روز مدرسه و تجربه تلخ دخترم

 

سومین روز مدرسه و تجربه تلخ دخترم

روز اول مهرماه امسال طبق سالهای قبل دخترم را که در سرآغاز تجربه سال دوم دبستان بود را جهت حضور در روز اول مهرماه با سلام و صلوات از زیر قرآن مجید رد کردم  و با طمانینه و خاطری آسوده روانه مدرسه  ابتدایی دولتی (نیلوفر) در خیابان شهید بهشتی  کردم . روز اول، از ساعت حدود 8.5 صبح خاله شادونه با اکیپ همراه در مدرسه آنها برنامه اجرا کردند و تاساعت 10.5 صبح به طول انجامید و از آنجایی که مدرسه دختر نزدیک اداره باباش هست ، بعد از اتمام برنامه به پیش پدرش رفته بود . پس روز اول مدرسه ،روز بدی براش نبود اما از این غصه می خورد که هنوز دوستی برای خودش پیدا نکرده است . روز دوم مدرسه 2/7/92  دخترم اولین روز رسمی مدرسه را با حضور در کلاس دوم خانم عبدی در مدرسه نیلوفر به مدیریت خانم عبدا...زاده تجربه کرد و در دوم مهرماه هم ناراحت از عدم قبول دخترم به عنوان دوست توسط همکلاسهایش بودو برخود ناشایست چند نفر از دانش آموزان در حین زنگ تفریح  در حیاط مدرسه با ایشان.. تا حدودی استرس و ناراحتی وجودش را پر کرده بود که بنده با عناوین مختلف سعی می کردم این دغذغه فکری و استرس را ازش دور کنم . لذا با تمرین درس اول فارسی که شعر بهترین سرآغاز بود به همراه دخترم کمی از نگرانی اش را بهبود دادم . و اما روز سوم مدرسه !!! روز سخت، بد و مشمئز کننده برای دخترم بود. با تحقیری که توسط معلم اش در مورد دخترم به وقوع پیوسته بود دلهره ، نگرانی، استرس و ناراحتی وجودش را پر کرده است . جریان از این قرار بود که: طبق معمول هر روز با ارتباطی که با فرزندم بعد از مراجعه به اداره پدرش برقرار نمودم متوجه شدم که فرزندم توسط معلم محترم اش!!! مورد تنبیه و اذیت روحی قرار گرفته است. دخترم چنین تعریف نمود که:  وقتی داشتم صحبت می کردم معلم اومد و لبهایم را توی دستش مچاله کرده و پیچاند و بعدش نیش گون گرفت و گفت که زبانت را می برم ها..!!  و اینکه در کلاس رفتاری خشن داشته و ازبیان برخی کلمات وعبارات ناشایست  مثل: زهرمار،مرض ... ابایی ندارد و با گریه ادامه داد که:  ماما در مقابل همکلاسیهایم شرمنده و خجالت زده شدم  و ....   و نمی خواهم دیگر به اون مدرسه برم و ...    .     حال شما قضاوت کنید با این چنین معلمین مریض و روانی چه باید کرد؟ کدامین مرکز آموزشی یا اداره کلی جوابگوی ما اولیا در خصوص اعمال تحقیر و تنبیه فرزندانمان هست ؟؟؟!!   چه باید کرد؟؟!!  لذا به جهت ناراحتی بیش از حد من و پدرش تصمیم گرفتیم به سایت مدیریت آموزش و پرورس ناحیه یک ارومیه  و همچنین اداره کل آموزش و پرورش استان مراجعه کرده و از این روزنه خواستار رسیدگی به مشکل موجود باشم . لذا خواهشمندم شما نیز همراه ما منتظر بمانید تا ببینیم آیا اداره یا سازمان مربوطه به مسئله رسیدگی خواهد کرد؟؟؟ آیا پاسخگو خواهد بود؟!!

 

باسلام و خسته نباشید.

امروز سوم مهر بود و علی رغم شادی و نشاطی که باید فرزندانمان در آغازین روزهای مدرسه  داشته باشند، متاسفانه فرزندم توسط معلم اش تنبیه شده است . فرزند بنده کلاس دوم در مدرسه ابتدایی نیلوفر سری صبح به مدیریت خانم عبدا...زاده  می باشد. طبق معمول هر روز با ارتباطی که با فرزندم بعد از مراجعه به اداره پدرش برقرار نمودم متوجه شدم که فرزندم توسط معلم محترم اش!!! مورد تنبیه و اذیت روحی قرار گرفته است. دخترم چنین تعریف نمود که:  وقتی داشتم صحبت می کردم معلم اومد و لبهایم را توی دستش مچاله کرده و پیچاند و بعدش نیش گون گرفت و گفت که زبانت را می برم ها..!!  و اینکه در کلاس رفتاری خشن داشته واز بیان برخی کلمات وعبارات ناشایست  مثل: زهرمار، مرض و ... ابایی ندارد و با گریه عنوان می کرد که ماما در مقابل همکلاسیهایم شرمنده و خجالت زده شدم  و ....   و نمی خواهم دیگر به اون مدرسه برم و ...    .   حال سوال اینجاست که آیا رفتاری ناشایست توسط معلمی (بخصوص معلم ابتدایی) قابل توجیه می باشد؟ مگر نه اینست که معلم خود باید الگویی مفید و مثمرثمر برای بچه ها باشد و رفتار و منش خود را با درایت تمام به دانش آموزان منتقل نماید ؟!  و .... آیا این چنین انتقال فرهنگ و الگو توسط معلمین بخصوص معلمین ابتدایی توسط مرکز آموزشی و اداره مربوطه قابل قبول هست؟؟ آیا به کارگیری چنین معلمانی که مشکل روحی روانی و شاید مریض باشند صحیح می باشد؟؟!!   لذا بنده و همسرم از این معلم محترم! (خانم عبدی) به جهت آسیب به روحیه  و تفکر و اذهان فرزندم و نیز تنبیه بدنی ایشان داشتند، شاکی می باشیم.

 لذا از آن مدیریت محترم خواهشمندم به این مسئله رسیدگی فرمایند.

سه تجربه و آشفته بازاری هفته

چند تجربه از آشفته بازاری رایج

تجربه تعویض گواهینامه

تقریبا یک هفته قبل بود  که به جهت پایان اعتبار دوره ده ساله گواهی راهنمایی رانندگی ام اقدام به گذراندن مراحل  تعویض نمودم.  از جمله این مراحل عبارت بودند از :  مراجعه به پلیس +۱۰ ، دریافت لیست مدارک و مراحل مورد نیاز مثل  عکس ۳*۴ جدید دوعدد ، پرداخت دو مورد فیش بانکی به مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان و ۱۰۰۰ تومان، مراجعه به آزمایشگاه جهت در دست داشتن مستندی برای نوع گروه خونی، کپی شناسنامه و کارت ملی ، ۱۷۳۰۰ تومان که به جای آن ۱۷۵۰۰ تومان دریافت نمودند و ... و نهایتاً بعد از آماده نمودن مدارک، مجددا به پلیس+۱۰ مراجعه نمودم و اینبار فرمی را همراه با مدارک بنده در پوشه ای در دستم دادند که باید به معاینه چشم به پزشکان معرفی شده مراجعه می کردم . و از آنجایی که یکی از آشناها یک هفته قبل این مراحل را طی نموده بود لذا خواستم زرنگی کرده و با توجه به اون آدرسهایی که برای چشم پزشکان داده واشاره کرده  بودند که قبل از مراجعه تماس حاصل نمایید ، متاسفانه  با تماسهای  پی در پی به مطب حدود ۱۲ نفر از پزشکان هیچ کدام  به تلفن بنده جواب ندادند و اتوماتیک تلفن روی فاکس انتقال می یافت . لذا بعد از دریافت پوشه تصمیم گرفتم از یک ساعت مرخصی که گرفته بودم استفاده نموده و حضورا به مطب این پزشکان محترم مراجعه نمایم شاید پرونده تعویض امروز کامل و جهت اقدام ارائه شود.

 ابتدا به مطب دکتر .... طبقه دوم بانک قوامین در خ عطایی مراجعه کردم اما با تعجب روی در مطب ملاحظه کردم که نوشته شده بود فقط روز های شنبه و سه شنبه  از ساعت ۱۰ الی ۱۲ و بعد از ظهرها از ساعت ۴ الی ۷ عصر،  و این درست متفاوت تر و شاید متفاوت ترین بود با آنچه که در برگه معرفی پزشکان بود . چون در آن برگه نوشته شده بود که همه روزه صبح از ساعت ۹ الی ۱۲ و بعد از ظهرها از ساعت ۴ الی ۷ و ۴ نفر از چشم پزشکان جهت معاینه در این مکان معرفی شده بودند . اما دریغ حتی از یک نفر پزشک متعهد.  با نا امیدی محل را ترک کرده و با تاکسی خود را به ساختمان پزشکان حمورابی رساندم . اما این بار نیز با صدها تاسف خانم منشی اعلام کردند که فیش مربوط به معاینه تمام شده و .... . ازدحام زیادی بود  ناچار با خواهش و تمنا مراجعینی که حضور داشتند اسامی خود را جهت معاینه برای سری بعد از ظهر( که بنابه قول منشی از ۴.۵ به بعد مراجعه کنید  علی رغم ساعت معاینه معرفی شده در برگه ارائه شده توسط پلیس+۱۰ که باید از ۹ تا ۱۲ صبح و ۴ الی ۷ بعد ازظهر می بود) و پنج نفر از پزشکان نیز در این مکان معرفی شده بودند اما ....

حال سوال اینجاست: این همه آشفته بازاری چرا؟؟؟؟ چرا در کشورمون هرکی به هرکی باید غوغا کند؟؟ آیا زمان  و دقایق مردم برای مسئولین بی اهمیت هست؟؟ چقدر و چرا باید شعار لقمه رایج بعضی از مسئولین باشد؟

تجربه دوم  در این هفته:

دیروز دخترم برای شروع سال تحصیلی جدید قمقمه و جا مدادی می خواست . لذا مجبور شدم عصر یک ساعتی به چند کتابفروشی ، بازار و حتی خیابان عطایی که  هرچی بخوای می تونی اونجا پیدا کنی، بروم.  با سوال در خصوص قیمتهای چند نوع جنس بنجل و گاها عالی و متوسط قیمتهای متفاوت و سرسام آوری خونم رو به جوش می آورد و همچنان که زیر لب به این آشفته بازاری لعنت می گفتم دخترم را هم راضی می کردم که: مامان وقتی خدا به ما عقل داده چرا باید اجازه بدهیم این فرصت طلبان از خدا بی خبر سرمان کلاه بگذارند و مثلا جنس ۵۰۰۰ تومنی را برامون ۱۵۰۰۰ تومان بار کنند و تو دل خودشون برامون بخندند که بابا چقده اینا .... بودن که کلاه سرشون گذاشتیم و نفهمیدند و با به به و چه چه خریدند و رفتند و خداییش دختر کوچولوی خوب و فهمیده ام هم قانع می شد .  و ناراحت از این بودم که هیچ نهاد و سازمان و ... به این تفاوت قیمتها نظارت ندارد. حتی از مغازه ای تو همون عطایی پیرهنی را برا دخترم قیمت کردم  فروشنده ۳۵۰۰۰ تومان گفت اما کیفت خوبی نداشت و جنس معمولی و نقش و نگار آنچنانی هم درش دیده نمی شد ، نخریدم و چند مغازه آن طرفتر دوباره از همون پیرهن زده بودند. قیمت را که پرسیدم فروشنده گفت: ۴۳۰۰۰ تومان .  باز خونم به جوش اومد و با ناراحتی پرسیدم: آقا چرا اینقده تفاوت قیمت ؟! پس وجدانتون کجا رفته ؟ مگه شهر هرته که هر قیمتی دوست داشته باشین از خودتون به اجناستون بزارین و بار مردم کنین؟  فروشنده خندید و گفت : خانم کی به کیه؟ چی فکر کردی الان فروشنده ها فقط به فکر سود بیشتر هستن ومردم بدبخت هم به فکر تهیه ملزومات بچه هاشون . چون هر لحظه قیمتها متفاوت تر از لحظه قبل هست و  ...  .  کلافه شده بودم . بی محابا گفتم الان زنگ می زنم به بازرسی  . یا به تعزیرات . حتما جایی باید باشه که نظارت کنه واجازه نده شماها خون مردم بیچاره رو تو شیشه کنین. فروشنده خندید و گفت : خانم بیا این گوشی زنگ بزن . اگر کسی، ماموری و ... بیان قول میدم نه تنها جریمه رو پرداخت کنم بلکه هرچی از این مغازه بخواین مفت براتون کادو می کنم . خب در مقابل این حرف فروشنده چه باید می گفتم ؟! اگر شما جای من بودید چه می گفتید؟!   با تاسف فراوان از این همه آشفته بازاری و سوء استفاده بعضی افراد، دست از پا درازتر و بدون خرید حتی چیزی به منزل برگشتم .

تجربه سوم هفته:

پریروز دخترم اصرار داشت بعد از برگشتن از اداره و استراحت کافی ، عصر هنگام حتما ایشون رو به پارک تخم مرغی ببرم و اونجا بادبادک اش رو به هوا ببره و کمی بازی کنه . به هر حال اونروز بعد از گذاشتن داداشش دم باشگاه ورزش ، منو دخترم فرصتی گیر آوردیم تا راهی پارک تخم مرغی بشیم . اما چشمتون بد نبینه . طرفای دانشگاه پیام نور به قدری  ترافیک خودرو ها سنگین بود که زمان زیادی را در ترافیک گذراندیم . کم کم که به چهار راه نزدیک می شدیم  مامور پلیس جوانی را دیدم که با تابلوی ایست و ...  ایستاده و ماشینها را راهنمایی می کرد  تا شاید مانع از تصادف و ... بشود . اما متاسفانه در اون ترافیک سنگین که چراغ قرمز یا سبز می شد کمی خودش رو کنار می کشاند و با گوشی همراه خود ور می رفت و اس ام اسی می زد و بر می گشت و در طول این چند ثانیه مجدداً بعضی از رانندگان ایجاد ناراحتی و حتی درگیری می کردند و .... . نه تنها اون روز بلکه بارها و بارها شاهد صحبت ماموران راهنمایی رانندگی در چراغ قرمزها، خیابان ها و ... . بوده و هستیم .  اینجاست که باز به این فکر می افتم که این تکنولوژی بعضی جاها کاردست افراد میده بخصوص اونایی که سر پست باشند و مشغول ....  ؟!