سه تجربه و آشفته بازاری هفته
تجربه تعویض گواهینامه
تقریبا یک هفته قبل بود که به جهت پایان اعتبار دوره ده ساله گواهی راهنمایی رانندگی ام اقدام به گذراندن مراحل تعویض نمودم. از جمله این مراحل عبارت بودند از : مراجعه به پلیس +۱۰ ، دریافت لیست مدارک و مراحل مورد نیاز مثل عکس ۳*۴ جدید دوعدد ، پرداخت دو مورد فیش بانکی به مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان و ۱۰۰۰ تومان، مراجعه به آزمایشگاه جهت در دست داشتن مستندی برای نوع گروه خونی، کپی شناسنامه و کارت ملی ، ۱۷۳۰۰ تومان که به جای آن ۱۷۵۰۰ تومان دریافت نمودند و ... و نهایتاً بعد از آماده نمودن مدارک، مجددا به پلیس+۱۰ مراجعه نمودم و اینبار فرمی را همراه با مدارک بنده در پوشه ای در دستم دادند که باید به معاینه چشم به پزشکان معرفی شده مراجعه می کردم . و از آنجایی که یکی از آشناها یک هفته قبل این مراحل را طی نموده بود لذا خواستم زرنگی کرده و با توجه به اون آدرسهایی که برای چشم پزشکان داده واشاره کرده بودند که قبل از مراجعه تماس حاصل نمایید ، متاسفانه با تماسهای پی در پی به مطب حدود ۱۲ نفر از پزشکان هیچ کدام به تلفن بنده جواب ندادند و اتوماتیک تلفن روی فاکس انتقال می یافت . لذا بعد از دریافت پوشه تصمیم گرفتم از یک ساعت مرخصی که گرفته بودم استفاده نموده و حضورا به مطب این پزشکان محترم مراجعه نمایم شاید پرونده تعویض امروز کامل و جهت اقدام ارائه شود.
ابتدا به مطب دکتر .... طبقه دوم بانک قوامین در خ عطایی مراجعه کردم اما با تعجب روی در مطب ملاحظه کردم که نوشته شده بود فقط روز های شنبه و سه شنبه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ و بعد از ظهرها از ساعت ۴ الی ۷ عصر، و این درست متفاوت تر و شاید متفاوت ترین بود با آنچه که در برگه معرفی پزشکان بود . چون در آن برگه نوشته شده بود که همه روزه صبح از ساعت ۹ الی ۱۲ و بعد از ظهرها از ساعت ۴ الی ۷ و ۴ نفر از چشم پزشکان جهت معاینه در این مکان معرفی شده بودند . اما دریغ حتی از یک نفر پزشک متعهد. با نا امیدی محل را ترک کرده و با تاکسی خود را به ساختمان پزشکان حمورابی رساندم . اما این بار نیز با صدها تاسف خانم منشی اعلام کردند که فیش مربوط به معاینه تمام شده و .... . ازدحام زیادی بود ناچار با خواهش و تمنا مراجعینی که حضور داشتند اسامی خود را جهت معاینه برای سری بعد از ظهر( که بنابه قول منشی از ۴.۵ به بعد مراجعه کنید علی رغم ساعت معاینه معرفی شده در برگه ارائه شده توسط پلیس+۱۰ که باید از ۹ تا ۱۲ صبح و ۴ الی ۷ بعد ازظهر می بود) و پنج نفر از پزشکان نیز در این مکان معرفی شده بودند اما ....
حال سوال اینجاست: این همه آشفته بازاری چرا؟؟؟؟ چرا در کشورمون هرکی به هرکی باید غوغا کند؟؟ آیا زمان و دقایق مردم برای مسئولین بی اهمیت هست؟؟ چقدر و چرا باید شعار لقمه رایج بعضی از مسئولین باشد؟
تجربه دوم در این هفته:
دیروز دخترم برای شروع سال تحصیلی جدید قمقمه و جا مدادی می خواست . لذا مجبور شدم عصر یک ساعتی به چند کتابفروشی ، بازار و حتی خیابان عطایی که هرچی بخوای می تونی اونجا پیدا کنی، بروم. با سوال در خصوص قیمتهای چند نوع جنس بنجل و گاها عالی و متوسط قیمتهای متفاوت و سرسام آوری خونم رو به جوش می آورد و همچنان که زیر لب به این آشفته بازاری لعنت می گفتم دخترم را هم راضی می کردم که: مامان وقتی خدا به ما عقل داده چرا باید اجازه بدهیم این فرصت طلبان از خدا بی خبر سرمان کلاه بگذارند و مثلا جنس ۵۰۰۰ تومنی را برامون ۱۵۰۰۰ تومان بار کنند و تو دل خودشون برامون بخندند که بابا چقده اینا .... بودن که کلاه سرشون گذاشتیم و نفهمیدند و با به به و چه چه خریدند و رفتند و خداییش دختر کوچولوی خوب و فهمیده ام هم قانع می شد . و ناراحت از این بودم که هیچ نهاد و سازمان و ... به این تفاوت قیمتها نظارت ندارد. حتی از مغازه ای تو همون عطایی پیرهنی را برا دخترم قیمت کردم فروشنده ۳۵۰۰۰ تومان گفت اما کیفت خوبی نداشت و جنس معمولی و نقش و نگار آنچنانی هم درش دیده نمی شد ، نخریدم و چند مغازه آن طرفتر دوباره از همون پیرهن زده بودند. قیمت را که پرسیدم فروشنده گفت: ۴۳۰۰۰ تومان . باز خونم به جوش اومد و با ناراحتی پرسیدم: آقا چرا اینقده تفاوت قیمت ؟! پس وجدانتون کجا رفته ؟ مگه شهر هرته که هر قیمتی دوست داشته باشین از خودتون به اجناستون بزارین و بار مردم کنین؟ فروشنده خندید و گفت : خانم کی به کیه؟ چی فکر کردی الان فروشنده ها فقط به فکر سود بیشتر هستن ومردم بدبخت هم به فکر تهیه ملزومات بچه هاشون . چون هر لحظه قیمتها متفاوت تر از لحظه قبل هست و ... . کلافه شده بودم . بی محابا گفتم الان زنگ می زنم به بازرسی . یا به تعزیرات . حتما جایی باید باشه که نظارت کنه واجازه نده شماها خون مردم بیچاره رو تو شیشه کنین. فروشنده خندید و گفت : خانم بیا این گوشی زنگ بزن . اگر کسی، ماموری و ... بیان قول میدم نه تنها جریمه رو پرداخت کنم بلکه هرچی از این مغازه بخواین مفت براتون کادو می کنم . خب در مقابل این حرف فروشنده چه باید می گفتم ؟! اگر شما جای من بودید چه می گفتید؟! با تاسف فراوان از این همه آشفته بازاری و سوء استفاده بعضی افراد، دست از پا درازتر و بدون خرید حتی چیزی به منزل برگشتم .
تجربه سوم هفته:
پریروز دخترم اصرار داشت بعد از برگشتن از اداره و استراحت کافی ، عصر هنگام حتما ایشون رو به پارک تخم مرغی ببرم و اونجا بادبادک اش رو به هوا ببره و کمی بازی کنه . به هر حال اونروز بعد از گذاشتن داداشش دم باشگاه ورزش ، منو دخترم فرصتی گیر آوردیم تا راهی پارک تخم مرغی بشیم . اما چشمتون بد نبینه . طرفای دانشگاه پیام نور به قدری ترافیک خودرو ها سنگین بود که زمان زیادی را در ترافیک گذراندیم . کم کم که به چهار راه نزدیک می شدیم مامور پلیس جوانی را دیدم که با تابلوی ایست و ... ایستاده و ماشینها را راهنمایی می کرد تا شاید مانع از تصادف و ... بشود . اما متاسفانه در اون ترافیک سنگین که چراغ قرمز یا سبز می شد کمی خودش رو کنار می کشاند و با گوشی همراه خود ور می رفت و اس ام اسی می زد و بر می گشت و در طول این چند ثانیه مجدداً بعضی از رانندگان ایجاد ناراحتی و حتی درگیری می کردند و .... . نه تنها اون روز بلکه بارها و بارها شاهد صحبت ماموران راهنمایی رانندگی در چراغ قرمزها، خیابان ها و ... . بوده و هستیم . اینجاست که باز به این فکر می افتم که این تکنولوژی بعضی جاها کاردست افراد میده بخصوص اونایی که سر پست باشند و مشغول .... ؟!