سومین روز مدرسه و تجربه تلخ دخترم

روز اول مهرماه امسال طبق سالهای قبل دخترم را که در سرآغاز تجربه سال دوم دبستان بود را جهت حضور در روز اول مهرماه با سلام و صلوات از زیر قرآن مجید رد کردم  و با طمانینه و خاطری آسوده روانه مدرسه  ابتدایی دولتی (نیلوفر) در خیابان شهید بهشتی  کردم . روز اول، از ساعت حدود 8.5 صبح خاله شادونه با اکیپ همراه در مدرسه آنها برنامه اجرا کردند و تاساعت 10.5 صبح به طول انجامید و از آنجایی که مدرسه دختر نزدیک اداره باباش هست ، بعد از اتمام برنامه به پیش پدرش رفته بود . پس روز اول مدرسه ،روز بدی براش نبود اما از این غصه می خورد که هنوز دوستی برای خودش پیدا نکرده است . روز دوم مدرسه 2/7/92  دخترم اولین روز رسمی مدرسه را با حضور در کلاس دوم خانم عبدی در مدرسه نیلوفر به مدیریت خانم عبدا...زاده تجربه کرد و در دوم مهرماه هم ناراحت از عدم قبول دخترم به عنوان دوست توسط همکلاسهایش بودو برخود ناشایست چند نفر از دانش آموزان در حین زنگ تفریح  در حیاط مدرسه با ایشان.. تا حدودی استرس و ناراحتی وجودش را پر کرده بود که بنده با عناوین مختلف سعی می کردم این دغذغه فکری و استرس را ازش دور کنم . لذا با تمرین درس اول فارسی که شعر بهترین سرآغاز بود به همراه دخترم کمی از نگرانی اش را بهبود دادم . و اما روز سوم مدرسه !!! روز سخت، بد و مشمئز کننده برای دخترم بود. با تحقیری که توسط معلم اش در مورد دخترم به وقوع پیوسته بود دلهره ، نگرانی، استرس و ناراحتی وجودش را پر کرده است . جریان از این قرار بود که: طبق معمول هر روز با ارتباطی که با فرزندم بعد از مراجعه به اداره پدرش برقرار نمودم متوجه شدم که فرزندم توسط معلم محترم اش!!! مورد تنبیه و اذیت روحی قرار گرفته است. دخترم چنین تعریف نمود که:  وقتی داشتم صحبت می کردم معلم اومد و لبهایم را توی دستش مچاله کرده و پیچاند و بعدش نیش گون گرفت و گفت که زبانت را می برم ها..!!  و اینکه در کلاس رفتاری خشن داشته و ازبیان برخی کلمات وعبارات ناشایست  مثل: زهرمار،مرض ... ابایی ندارد و با گریه ادامه داد که:  ماما در مقابل همکلاسیهایم شرمنده و خجالت زده شدم  و ....   و نمی خواهم دیگر به اون مدرسه برم و ...    .     حال شما قضاوت کنید با این چنین معلمین مریض و روانی چه باید کرد؟ کدامین مرکز آموزشی یا اداره کلی جوابگوی ما اولیا در خصوص اعمال تحقیر و تنبیه فرزندانمان هست ؟؟؟!!   چه باید کرد؟؟!!  لذا به جهت ناراحتی بیش از حد من و پدرش تصمیم گرفتیم به سایت مدیریت آموزش و پرورس ناحیه یک ارومیه  و همچنین اداره کل آموزش و پرورش استان مراجعه کرده و از این روزنه خواستار رسیدگی به مشکل موجود باشم . لذا خواهشمندم شما نیز همراه ما منتظر بمانید تا ببینیم آیا اداره یا سازمان مربوطه به مسئله رسیدگی خواهد کرد؟؟؟ آیا پاسخگو خواهد بود؟!!

 

باسلام و خسته نباشید.

امروز سوم مهر بود و علی رغم شادی و نشاطی که باید فرزندانمان در آغازین روزهای مدرسه  داشته باشند، متاسفانه فرزندم توسط معلم اش تنبیه شده است . فرزند بنده کلاس دوم در مدرسه ابتدایی نیلوفر سری صبح به مدیریت خانم عبدا...زاده  می باشد. طبق معمول هر روز با ارتباطی که با فرزندم بعد از مراجعه به اداره پدرش برقرار نمودم متوجه شدم که فرزندم توسط معلم محترم اش!!! مورد تنبیه و اذیت روحی قرار گرفته است. دخترم چنین تعریف نمود که:  وقتی داشتم صحبت می کردم معلم اومد و لبهایم را توی دستش مچاله کرده و پیچاند و بعدش نیش گون گرفت و گفت که زبانت را می برم ها..!!  و اینکه در کلاس رفتاری خشن داشته واز بیان برخی کلمات وعبارات ناشایست  مثل: زهرمار، مرض و ... ابایی ندارد و با گریه عنوان می کرد که ماما در مقابل همکلاسیهایم شرمنده و خجالت زده شدم  و ....   و نمی خواهم دیگر به اون مدرسه برم و ...    .   حال سوال اینجاست که آیا رفتاری ناشایست توسط معلمی (بخصوص معلم ابتدایی) قابل توجیه می باشد؟ مگر نه اینست که معلم خود باید الگویی مفید و مثمرثمر برای بچه ها باشد و رفتار و منش خود را با درایت تمام به دانش آموزان منتقل نماید ؟!  و .... آیا این چنین انتقال فرهنگ و الگو توسط معلمین بخصوص معلمین ابتدایی توسط مرکز آموزشی و اداره مربوطه قابل قبول هست؟؟ آیا به کارگیری چنین معلمانی که مشکل روحی روانی و شاید مریض باشند صحیح می باشد؟؟!!   لذا بنده و همسرم از این معلم محترم! (خانم عبدی) به جهت آسیب به روحیه  و تفکر و اذهان فرزندم و نیز تنبیه بدنی ایشان داشتند، شاکی می باشیم.

 لذا از آن مدیریت محترم خواهشمندم به این مسئله رسیدگی فرمایند.