هنوز ماجرای شکستگی
حدود سه هفته ای میشه که کتف پسرم از دو ناحیه و استخوان ترقوه اش شکسته و در طول این مدت پروسه درمانی متفاوتی را طی نموده ایم و به توصیه ها و پیشنهادهای خیلی ها جامه عمل پوشاندیم . مرحله اول با مراجعه به بیمارستان عارفیان شروع شد که دو تا از اساتید پسرم بعد از حادثه ایشان را جهت رادیولوژی به آنجا برده بودن و متاسفانه قسمت رادیولوژی تعطیل بود به جهت نقص دستگاه و ... لذا مستقیما به شکسته بند برده بودند و اولین شب با بستن شکسته بند و با هزاران آه و ناله پسرم شب را به صبح رساند . فردای آن روز عکس رادیولوژی کتف ایشان رو تهیه کرده و مجددا پیش شکسته بند بردیم و با پرداخت هزینه دست مزد و ... حدود 60 هزارتومان برگشتیم اما درد امانش را بردیده بود . لذا منتظر ماندیم تا شنبه بشه و مجددا پیش دکتری در عارفیان بردیم . نگاهی به عکس انداخت و گفت : خب شکسته بند بسته دیگه . بره استراحت کنه . و کدیین و ایبوپروفن و ... نوشته و راهیمان کرد . دو دل بودیم و خود من احساس می کردم یه جورایی مسئله درست نیست و اینکه هنوز استخوان به هم مچ نشده و اینو دکتر می بینه اما با اینحال میگه مهم نیس بره خوب میشه . لذا با توصیه دوستان و آشنایان به فوق تخصص اورتوپد دست خیابان مدنی و بالاتر از خیام شمالی بردیم . بعد از پرداخت 15000 حق ویزیت با دفترچه داخل شدیم اما در اتاقک کوچکی منتظر ماندیم و دستیار دکتر عکس را به دکتر نشان داده و اومد گفت که : خانم باید این پانسمان قبلی را باز کنیم و دوباره ببندیم برید این وسایل رو تهیه کنید که حدود 60-70 هزار تومان میشه و 100 هزار تومان هم دست مزد خواهم گرفت و قیچی بزرگی را برداشت تا باندپیچی را ببرد که احساس کردم یه چیزی اینجا درست نیست . در همین فکر بودم که دکتر وارد اون اتاقک کوچک شد و گفت خب اینو که شکسته بند بسته و خوب هم بسته . پس بزارید بمونه تا یکی دوماه . اما دستیار همچنان پافشاری در باز کردن باند بود که دکتر ادامه داد : خودت می دونی ببین چیکارش می کنی . در عجب بودم که بستن کتف پسرم اونم با وسایلی که بنده تهیه خواهم نمود 100 هزارتومان دست مزد خواهد گرفت؟؟!! گفتم اجازه بدین با پدرش صحبت کنم بعد . وقتی با پدر بچه ها صحبت کردم ایشون هم همین را گفتند و... . به هر حال برای دو کلمه حقی پرداخت نمودیم و بیرون اومدیم . بعد از ظهر فردا، مطب دکتر . میر..... در خ ارشاد مراجعه نمودم اما دکتر مربوطه ارتوپد پا بودند و کمک آنچنانی برامون نشد . لذا دو سه روز منتظر ماندیم و با تهیه حدود 15000 تومان وسایل مورد نیاز از جمله چسب پارچه ای، پارچه متقال، سقز پنج بسته و ... در زمان مقرر مجددا پیش شکسته بند ف.ص ی ح رفتیم و ایشان هم بعد از بانداژ نمودن 50000 تومان ازمون گرفت و گفتند که هنوز به خاطر اساتید پسرم برامون تخفیف قائل شدن.به هر حال با این پروسه تا اینجا 15 روزی از شکستگی کتف پسرم می گذشت که یکی از همکارام درخصوص حال پسرم جویا شد و گفت که کاش پیش دکتر فوق تخصص .... می بردیش چون پسر من هم کتفش شکسته بود و دکتر خودش با نظارت خودش بصورت میلیمتری روی کتف پسرم کار کرد و الان کاملا بهبود یافته . با این توصیف با رابط قراردادن یکی از دوستان که در بیمارستان امام خمینی کار می کنند نوبتی را گرفتیم و چهارشنبه هفته قبل بردیم پیش این دکتر میلیمیتری. دکتر نگاهی به عکس کتف پسرم انداخت و گفت که بدید اونجا اون آقا ببنده . بخدا در حیرت و بهت بودم که این دکتر میلیمتری چطور اینگونه بی خیال این شکستگی وحشتناک پسرم هست .آیا خون پسر همکار من رنگین تر و عزیز تر از یک انسان دیگر و پسر من بوده است؟ آیا باید سرشناس باشی تا دکتر برات با چشم یک انسان نگاه کند و به وظیفه انسانی خود دقیق و درست عمل نماید. دستیار کتف پسرم را به صورت ایت انگلیسی بست و .... اونم چه بستنی انگار یه پیرهن شل تنش کرده باشن . حیف از این عنوان دکتری که بعضیا یدک می کشن و وظیفه و قسم انسانی خودشون رو فراموش کردن . داشتم به این فکر می کردم که : پسرم بکش . این درد و زجر و ناله را سر ده و بکش که سهم ما از این زمانه همین هست و بس.
نه اسم و رسم داریم . نه سَرو سِر . بکش پسرم. بکش درد و رنج و ناله زمانه را. بکش. بکش . بکش