دلنوشته من از قلیان
قلیان و فرهنگ شدن قلیان کشی
«قلیان»، اولین چیزی که با دیدن این وسیله و شنیدن کلمهای درخصوص آن در ذهن تداعی میشودعبارت است از دود، زغال سرخرنگ، نی قلیان و صدای قلقل آب و ... اما همه اینها چیزهایی هستند که شاید افرادی با سن و سال من در کودکی بیشتر شاهد مصرف و استعمال آن توسط افراد مسنّ در خانوادهها بودند. اما با توجه به اعتراضها، هشدارها و برخوردهایی که به جهت مضرات آن اتفاق افتاد، آیا اکنون نیز باید شاهد استفاده از این وسیله به قولی سنتی و زیانبار در اماکن عمومی و خانوادهها باشیم؟ مگر نه این است که کشیدن یک بار قلیان از مصرف یک پاکت سیگار مضرتر و پرخطرتر است؟ مگر نه اینست که متخصصان و حتی وزارت بهداشت و علوم پزشکی بارها و بارها در باره زیانهای جبران نشدنی آن هشدار داده اند؟ و در خصوص تصمیم گیری بارها با وزارت صنعت معدن و تجارت، و نیروی انتظامی نشست هایی داشته است؟ حال نتیجه این نشستها به کجا انجامید؟ چرا بین این وزارتخانهها جهت ممانعت از استعمال قلیان در اماکن عمومی تعاملی ایجاد نشد. چرا جلسات متعدد جهت تصویب قانون جامع مبارزه با دخانیات در مجلس شورای اسلامی نتیجه ای نداده است؟
آیا جهت رسیدن به پاسخ چنین سؤالهایی باید همچنان شاهد سرو قلیانهای مختلف (خوانسار، میوه ای و اسانسدار و طعمهای متعدد آن) باشیم بیمحابا باید گفت که متاسفانه گرایش جوانان (دختران و پسران) و خانوادهها به استعمال قلیان افزایش یافته است و صاحبان سفرهخانهها، قهوهخانه ها و اماکن عمومی با افتخار و غرور مشغول ارائه قلیانهای کلاسیک و مدرن (به قول خودشان) هستند که گاهی نیز عنوان میکنند که مجوز از طرف مراکزدولتی جهت ارائه قلیان دارند! اما آیا مجوز ارائه به بانوان و جوانان و نوجوانان کمسن و سال را هم در محیطی باز دارند؟! حتی اکنون که تابستان هست مسافران و گردشگران زیادی در کل کشور در حال سفر به اماکن عمومی، تفرجگاهها و ... در شهرهای مختلف هستند، اما با کمال تاثر هیچ حرکتی از طرف شهرداری و زیباسازی شهر نیز در نصب حداقل نماد یا بنرهایی که مضمون نوشته هایی به جهت عدم استفاده از این دخانیات مضردر محیطهای سیاحتی ، پارکها و ... دیده نمی شود. سوال اینجاست که چرا دولت گاهی به جمع آوری و پلمپ مکانهای عرضه این محصولات اقدام نموده و گاها بی خیال آن می شود؟
دوستی می گفت که با بسته شدن اینگونه اماکن بیکاری در حد گسترده ای اتفاق می افتد و شاید مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری هم در این مورد متضرر گردند. اما برای همگان واضح است که ارائه و سرو قلیان اکثراً در ملاء عام در پارک شهر از جمله (ائللر باغی، شهرچایی، ساحلی، دربند ارومیه، رستورانها، تالارها، مهمانپذیرها و ... )که گاه به صورت مسابقه نیز انجام می گیرد و به وضوح میتوان در تمام طول روز و حتی سال، شاهد قلیانهای کوچک و بزرگ دست پیر و جوان حتی نوجوان و دختر و زن در این اماکن بود. در اینترنت شاهد مطلبی بودم که نوشته بود وزارت بهداشت اعلام نموده است که قهوه خانههایی که مجوز عرضه قلیان را دارند تا سال 95 می توانند عرضه این محصول (دشمن سلامتی) را ادامه دهند. اما آیا وزارت بهداشت راهی موثرتر نمی توانست پیشنهاد نماید تا شاید شاهد قلیانهای چاقشده با قیمت خیلی پایین (3500 تومان) سایزهای کوچک و بزرگ در دست همگان و در ملاء عام و اماکن عمومی با رنگها و اسانسهای دلفریب که خود نوعی تبلیغ فرهنگ قلیان کشی در خانواده ها و حتی بین بانوان میباشد، نباشیم؟
وقتی شاهد خانوادههایی در پارکها که دور چند عدد قلیان چاق شده نشستهاند و نوبتی به پک زدن نی قلیان دست رد نزده و همراه با آن به موسیقی ملایم و استفاده از تکنولوژی و موبایل و ... می پردازند این سوال در ذهنم تداعی می شود که: که آیا عصر ارتباطات و تکنولوژی با فرهنگ قلیان کشی کاملتر می گردد؟ دشمن سلامتی با آگاهی همگان مهمان خانه ها و همراه صمیمی خانواده ها شده است. چه باید کرد؟
مگر نه این است هرکدام از ما به سهم خود وظیفه ایجاد جامعه ای سالم را بر دوش داریم پس کدام وزارت خانه، نهاد، سازمان و ... گامی مثمرثمر در این خصوص برداشته است؟ چرا هیچ دستگاهی به آگاه سازی جوانان کشور عزیزمان در شناساندن این فرهنگ غلط و دشمن سلامتی نمی پردازد و مانع گسترش چنین فرهنگ غلطی بین خانواده ها نمی شود؟ چرا راهکارهای مناسب و موثر در برخورد با فرهنگسازی این فرهنگ غلط استعمال دخانیات و قلیان ارائه نمی گردد؟ آیا رسانه ها میتوانند نقشی در کاهش مصرف دخانیات داشته باشند؟ مسئول کیست؟
خودم 18 /6/92