سنجاب  و ماجرای محیط زیست

تقریبا اواخر اردیبهشت ماه امسال یعنی سال ۱۳۹۲ بود که بنابه قولی که  به پسرم در مورد تشویق ایشان داده بودیم (من و باباش) بعد از مراجعه به چندین مغازه  پت شاپ و ... بالاخره  در خیام جنوبی، پاساژ امیرکبیر  مغازه ای را یافتیم که در کنار فروش ابزار شعبده بازی بعضی حیوانات همچون: همستر، سنجاب، لاک پشت و ...  می فروخت و  پسرم با دیدن آنها دست روی یک سنجاب گذاشت و با فروشنده وارد معامله شدیم و از آنجایی که این سنجاب نر دارای شناسنامه هم بود  خوشحال و با خیال آسوده اقدام به خرید این حیوان نازنین به قیمت ۱۳۰۰۰۰ تومان کردیم . با خرید ملزومات و غیره تمام هزینه اش برایمان حدود ۱۷۰۰۰۰ تومان آب خورد . و پسرم با خوشحالی تمام و خیالی آسوده مشغول درس و مطالعه، و کسب نمرات  عالی بود . بعد از نزدیک به ۴ ماه و هر چند انس گرفتن همه خانواده با این حیوان، متاسفانه باید دوری از این حیوان را تجربه می کردیم. از آنجایی که پسرمان دیگر وارد دوره تحصیلی دوم دبیرستان می شد و باید دقت نظر بیشتری در خصوص درس و  مطالعه داشته باشد به توافق رسیدیم که دوباره این سنجاب را به مغازه برده و بفروشیم  که با پیشنهاد یکی از دوستانش  با سایت دیوار آشنا شدیم و از آنجایی که در این سایت حیوانات خانگی و بخصوص شناسنامه دار به فروش می رسیدن پسرم نیز عکس سنجابش را گرفته و برای فروش در این سایت قرار داد . از حدود ۳  روز قبل زنگهای متعددی جهت خرید به پسرم زده شد و نهایتاً شخصی فارس زبان در خصوص قیمت به مبلغ ۲۵۰۰۰۰ تومان بدون چونه و حرفی قول خرید را داد . و جهت تحویل سنجاب محل پنجراه را انتخاب نمودند و چون بنده در باغ مادرم بودم و پدرش هم در ماموریت بسر می برد لذا از دایی اش خواهش کردم که به عنوان یک بزرگتر همراه ایشان برود و در این خرید و فروش همراهش باشد .  ساعت از ۶ بعد از ظهر گذشته بود که زنگ گوشی بنده به صدا در آمد و برادرم خبر داد که این افراد که دو نفر بودن مامور محیط زیست هستند و  به عنوان مشتری در ماشین نشستند بعد همچنان ما را با حرفهای منحرف کننده از موضوع به جلو محیط زیست کشانده و  بعد از متوقف کردن ماشین یکی از آنها مدارک ماشین را از جلو ماشین برداشته و کارت شناسایی نشان داده و به ایشان گفتند که شما بازداشت هستید  و نهایتا آنها را به داخل ساختمان محیط زیست (موزه حیوانات) در فلکه نزدیک پارک ائللر باغی برده و با یک پسر۱۵  ساله که هنوز دوره نوجوانی را تمام نکرده است رفتاری خشن همراه با خط و نشون ، زندان، بازداشت توقیف گوشی و ...  داشته اند  هرچند تمام حقایق و اطلاعات را، از فروشنده گرفته تا مکان و مغازه و دکتر  حیوانات و .... که در تمام این مدت در خصوص سنجاب از آنها سوال و جواب می کرده است را به آنها گفته و حتی شناسنامه حیوان را نیز به آنها تحویل داده و به فروشنده مغازه دار پیش آنها زنگ زده و .... . اما متاسفانه آنها فقط و فقط عنوان کرده اند که شما مجرم هستید و باید ۴۵۰۰۰۰ تومان جریمه در وجه "حاصل از شکار و صید" پرداخت کنید و الان هم باید بروید بازداشت  و ....   و ما بعدها به اون مسائل هم رسیدگی خواهیم کرد.  که خوشبختانه بعد از چند ساعت پدرش از ماموریت که بر می گردد با شنیدن مسئله خود را به آن محل رسانده و با ضمانت پسرش را از دست ماموران وظیفه شناس!! ، قانونمند!!  و متاسفانه چشم پوش در مقابل منبع اصلی این قصور نجات می دهد البته با این توصیف که گفته بودند باید شنبه صبح ساعت ۸ پسرتان را به این محل تحویل دهید تا نهایت تصیم گیری را در مورد ایشان انجام دهیم و ...  و امروز صبح که همراه با پدرش به اون مکان مراجعه نموده اند متاسفانه مسئول حقوقی تشریف نداشته و اکنون که ساعت ۱۲ ظهر می باشد باز هم ایشان در محل کارشان حضور ندارند. و اینچنین مسولین مسئولیت پذیر در این اماکن در حال ایفای نقش مسئولیتی خودشان هستند تا مبادا نوجوانی دست از پا خطا کند و حیوانی را با شناسنامه و قانونی خریداری نماید ، بلکه به جای آن دست به شکار غیرقانونی زده و یا ماجراهایی مثل آن سمندرهای چشمه ها که غیرقانونی صید و شکار و صادر می گردیده است و .... بزند . احسن و دست مریزاد به این ماموران وظیفه شناس.

حال سوال اینجاست: آیا خریداری که با سند حیوانی را خرید نموده و اکنون نیز محل خرید را واضح و آشکار به آنها نشان می دهد باید مجرم دانست؟ آیا رفتار پرخاشگری با پسر ۱۵ ساله در روحیه و آینده او تاثیر نخواهد گذاشت؟ آیا ذهنیت یک پسر نوجوان در خصوص مامورین و کارکنان محیط زیست تغییر نخواهد کرد ؟ آیا نباید افراد شاغل در این اماکن قبلا باید دوره آموزشی در خصوص رفتار اجتماعی را گذرانده باشند ؟  آیا با مجرمان و حاملان مواد مخدر چنین رفتاری شایسته است یا با یک نوجوان دوستدار حیوانات ؟ طوری که انگار حامل مواد بوده یا جرم بزرگی مرتکب شده ؟ و صدها سوال بی پاسخ .

حالا ۳ روز هست که  پسرم با چهره ترسیده و زرد در گوشه ای از اتاقش کز کرده و لام تا کام حرفی نمیزند ودر بغض و اندوه بسر می برد. مقصر کیست؟؟؟ تاوان این ضربه روحی را چه کسی باید بدهد؟!