قدیس
قدیس
قدیس! به گاه رفتن، فقیرترین انسان آفرینش بود!
از شهرش که خارج شد، همه دارائی اش را رها کرد و آمد
نام، حرمت، خاندان پیامبر و امام بودن اش را، به طوفان سپرد
یاران، خویشان، برادران، فرزندان و نوزادش را یک به یک از او گرفتند و علمدارش را
وقتی که بر زمین افتاد! آخرین دارائیهایش را نیز، که در تن و خیمه ها داشت، به غارت بردند
نگاه آخرش! نگران کودکان، زنان و نوامیسی بود که آنها را نیز، تا لحظاتی بعد، می زدند و می بردند!
حسین! ...به گاه رفتن، دیگر هیچ! نداشت و جانش! آخرین هدیه اش بود ...
... به انسانیت! ... و به خدا ...
علی ضروری زنوز
+ نوشته شده در شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:33 توسط هستی
|