قدیس

قدیس! به گاه رفتن، فقیرترین انسان آفرینش بود!

از شهرش که خارج شد، همه دارائی اش را رها کرد و آمد

 نام، حرمت، خاندان پیامبر و امام بودن اش را، به طوفان سپرد

یاران، خویشان، برادران، فرزندان و نوزادش را یک به یک از او گرفتند و علمدارش را

 وقتی که بر زمین افتاد! آخرین دارائیهایش را نیز، که در تن و خیمه ها داشت، به غارت بردند

 نگاه آخرش! نگران کودکان، زنان و نوامیسی بود که آنها را نیز، تا لحظاتی بعد، می زدند و می بردند! 

حسین!  ...به گاه رفتن، دیگر هیچ! نداشت و جانش! آخرین هدیه اش بود ...

 ... به انسانیت! ... و به خدا ...

 علی ضروری زنوز