درد سینه ام خیس است و ...

 

گرچه پاهایم دیگر خیس نیست

اما دردی در سینه دارم

،گفتنی نیست

آنکس که بهانه دارد برای مردن

بی اذن خدا،عزرائیل در میان نیست

اندوه  و درد در خلسه کرد مرا

بخدا دیگر نفس کشیدنی نیست

کاش فقط درد سینه بود و بس

این کش و قوس حیات بود و بس

بی حیایی غرق کرده بعضی را

غافل از فرزند و منزل کرده او را

کاش ندایی می رسید از  سوی خدا

 که بنده ام استجاب کردم  دعای تورا

گرچه پاهایم دیگر خیس نیست

اما درد سینه ام خیس است و خیس

 

امید که درد سینه هیچ کس چون من تنها خیس نباشد